خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دل با خیال معشوق سخن میگوید و از نبودن نشانهای از او شکایت دارد. اگرچه امیدی به وصال معشوق نیست، اما از خداوند میخواهد که در جایی که امید هست، آن را به او بدهد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۵۷ - داد دلم ای خیال هر شب تو بده
داد دلم ای خیال هر شب تو بده
کسی می ندهدم نشان از آن لب تو بده ۱
ما را ز لبش نیست امیدی لیکن
وانجا که امید هست یارب تو بده ۲
کسی می ندهدم نشان از آن لب تو بده ۱
ما را ز لبش نیست امیدی لیکن
وانجا که امید هست یارب تو بده ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - ای عزم تو بر دولت و دین آکنده
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - جانا تو به وصل خویش تعریفم ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.