هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد دل با خیال معشوق سخن میگوید و از نبودن نشانهای از او شکایت دارد. اگرچه امیدی به وصال معشوق نیست، اما از خداوند میخواهد که در جایی که امید هست، آن را به او بدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۵۷ - داد دلم ای خیال هر شب تو بده
داد دلم ای خیال هر شب تو بده
کسی می ندهدم نشان از آن لب تو بده ۱
ما را ز لبش نیست امیدی لیکن
وانجا که امید هست یارب تو بده ۲
کسی می ندهدم نشان از آن لب تو بده ۱
ما را ز لبش نیست امیدی لیکن
وانجا که امید هست یارب تو بده ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - ای عزم تو بر دولت و دین آکنده
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - جانا تو به وصل خویش تعریفم ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.