هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنج هجران و عشق نافرجام میگوید و بیان میکند که دوری از معشوق چنان او را میسوزاند که گویی جانش در حال خشکیدن است. او قسم میخورد که در فراق معشوق جز خون نمیبارد و از نابرابری در عشق شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای شدید مانند 'جان در تن من خشک چو گردن تو کنی' و 'نبارم جز خون' ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامناسب باشد.
شماره ۱۶۱ - هر لحظه مرا به کام دشمن تو کنی
هر لحظه مرا به کام دشمن تو کنی
جان در تن من خشک چو گردن تو کنی ۱
در هجر تو والله که نبارم جز خون
من با تو کی آن کنم با من تو کنی ۲
جان در تن من خشک چو گردن تو کنی ۱
در هجر تو والله که نبارم جز خون
من با تو کی آن کنم با من تو کنی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - بر دست من ای شوخ می روشن نه
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - ای جان جهانیان برای تو فدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.