خلاصه و ردهبندی سنی
14+
شاعر در این ابیات از نگرانیهای بیجا و دلبستگی به دنیای فانی انتقاد میکند و تأکید مینماید که تنها چیزی که از انسان گرفته میشود، جسم اوست و نباید مانند یک مزبلهگو (کسی که به چیزهای بیارزش توجه میکند) به امور بیاهمیت اندیشید.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در این شعر برای درک کودکان مناسب نیست و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۱۷۳ - تا چند زجان مستمند اندیشی
تا چند زجان مستمند اندیشی
تا کی ز جهان پر گزند اندیشی ۱
آنچه از تو ستانند همی کالبد است
یک مزبله گو مباش چند اندیشی ۲
تا کی ز جهان پر گزند اندیشی ۱
آنچه از تو ستانند همی کالبد است
یک مزبله گو مباش چند اندیشی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۲ - ای سایه ایزدی چو خورشید بزی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۴ - خواهم که همه کار برایت کنمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.