هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از جفای معشوق سخن میگوید. شاعر از بیوفایی و آزارهای معشوق شکایت دارد و بیان میکند که چگونه نگاه و رفتار او باعث نابودی جمعیت عاشقان شده است. همچنین، شاعر از تلاشهای بیثمر خود در راه عشق و صبر در برابر بلاهای چرخ روزگار میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، رنجهای عاطفی و اشارات به مفاهیم فلسفی مانند صبر و تقدیر است که برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۷ - بستی گره از بهر جفا زلف دو تا را
بستی گره از بهر جفا زلف دو تا را
برداشتی از روی زمین رسم وفا را ۱
تا بسته مژگان تو گشتیم بغمزه
زد چشم تو بر هم همه جمعیت ما را ۲
کس نیست که آیین جفا به ز تو داند
آیا ز که آموختی آیین جفا را ۳
از دایره چرخ کشیدم سر همت
تا چند کشم منت هر بی سر و پا را ۴
عمریست براهت شده ام خاک که گاهی
آیی سوی من بوسه زنم آن کف پا را ۵
هر لحظه بمن می رسد از چرخ بلایی
دامیست قد خم شده ام مرغ بلا را ۶
گر قصد دل و دین فضولی کند آن بت
ناصح مده آزار مکن منع خدا را ۷
برداشتی از روی زمین رسم وفا را ۱
تا بسته مژگان تو گشتیم بغمزه
زد چشم تو بر هم همه جمعیت ما را ۲
کس نیست که آیین جفا به ز تو داند
آیا ز که آموختی آیین جفا را ۳
از دایره چرخ کشیدم سر همت
تا چند کشم منت هر بی سر و پا را ۴
عمریست براهت شده ام خاک که گاهی
آیی سوی من بوسه زنم آن کف پا را ۵
هر لحظه بمن می رسد از چرخ بلایی
دامیست قد خم شده ام مرغ بلا را ۶
گر قصد دل و دین فضولی کند آن بت
ناصح مده آزار مکن منع خدا را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶ - شبی آمد بخوابم یار و برد از دیده خوابم را
گوهر بعدی:شماره ۲۸ - نی دل و دین ماند نه صبر و شکیبایی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.