درباره فضولی
ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ سال ۸۸۵ هجری قمری در حله، درگذشته به سال ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبانهای ترکی، عربی و فارسی شعر سروده است.
زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف هم ذکر کردهاند. او پرورشیافتهٔ بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است.
آثار فارسی وی علاوه بر دیوان اشعار، شامل منظومههای ساقینامه (هفت جام)، «رند و زاهد»، «صحت و مرض»، «انیس القلب» و «روح نامه» (سفرنامه روح یا حُسن و عشق) است.
آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - باسمک اللهم یا فتاح ابواب المنا
شماره ۲ - ای ذکر ذوق بخش تو زیب زبان ما
شماره ۳ - ای بسته دانش تو زبان سوآل ما
شماره ۴ - زهی فیض وجود از پرتو ذات تو عالم را
شماره ۵ - بکه نسبت کنم آن سرو صنوبر قد را
شماره ۶ - مکش بر دیده ای خورشید خاک آن کف پا را
شماره ۷ - چو از غم کنم چاک پیراهنم را
شماره ۸ - ز ضعف تاب تردد دگر نماند مرا
شماره ۹ - چه گونه فاش نگردد غم نهانی ما
شماره ۱۰ - بخاک ره کشیدم صورت جسم نزارم را
شماره ۱۱ - نهان می سوخت چون شمع آتش دل رشته جان را
شماره ۱۲ - با خود ای جان در غمش همدم نمی خواهم ترا
شماره ۱۳ - شنیده صبحدم از جور گل افغان بلبل را
شماره ۱۴ - چنان بنهفته ضعف تن مرا لطف بدن او را
شماره ۱۵ - عشقت از دایره ی عقل برون کرد مرا
شماره ۱۶ - عشق حیران بتان سیم بر دارد مرا
شماره ۱۷ - ساقیا می ده که حرفی ز آن دهان گویم تو را
شماره ۱۸ - خاک در تو کحل بصر کرده ایم ما
شماره ۱۹ - بهار آمد صدایی بر نمی آید ز بلبل ها
شماره ۲۰ - روزی که پیش خویش نبینم حبیب را
شماره ۲۱ - تحیر بست در شرح غم عشقت زبانم را
شماره ۲۲ - ز آتشین رویی جدا می افکند دوران مرا
شماره ۲۳ - از زبانت می رسد هر لحظه آزاری مرا
شماره ۲۴ - کرد عشق ای خون دل در کوی او رسوا مرا
شماره ۲۵ - دل ز من مستان نمی خواهم که غم باشد ترا
شماره ۲۶ - شبی آمد بخوابم یار و برد از دیده خوابم را
شماره ۲۷ - بستی گره از بهر جفا زلف دو تا را
شماره ۲۸ - نی دل و دین ماند نه صبر و شکیبایی مرا
شماره ۲۹ - من بغم خو کرده ام جز غم نمی باید مرا
شماره ۳۰ - نم نماند از تاب خورشید رخت در خاک ما
شماره ۳۱ - گر سر کویت شود مدفن پس از مردن مرا
شماره ۳۲ - بدل از گلعذاری خار خاری کرده ام پیدا
شماره ۳۳ - تا بوده ایم همدم غم بوده ایم ما
شماره ۳۴ - نشان تیر آهم گشته ای آسمان شبها
شماره ۳۵ - نه از عارست گر آن مه نیارد بر زبان ما را
شماره ۳۶ - از آن رو دوست می دارم خط رخسار خوبان را
شماره ۳۷ - ای آنکه آفت دل و جان و تنی مرا
شماره ۳۸ - گلرخا، نوش لبا، سیم برا، سرو قدا
شماره ۳۹ - گر نباشد قید آن گیسوی خم بر خم مرا
شماره ۴۰ - هیچ گه بر حال من رحمی نمی آید تو را
شماره ۴۱ - چون شمع سوخت آتش محنت تن مرا
شماره ۴۲ - این که در سر هوس آن قد رعناست مرا
شماره ۴۳ - چشم بگشادم ببالایت بلا دیدم ترا
شماره ۴۴ - سویم شب هجران گذری نیست کسی را
شماره ۴۵ - بر باد مده سلسله مشک فشان را
شماره ۴۶ - رسم زهد و شیوه تقوی نمی دانیم ما
شماره ۴۷ - نهفتن در دل و جان درد و داغ آن پری وش را
شماره ۴۸ - عشق مضمون خط لوح جبین است مرا
شماره ۴۹ - هست می گویند خالی آن غدار آل را
شماره ۵۰ - شد بدیدار تو روشن دیده خونبار ما
شماره ۵۱ - باز خونبارست مژگانم نمی دانم چرا
شماره ۵۲ - درد رسوایی نخواهد داشت درمان ای طبیب
شماره ۵۳ - غمت در سینه ام جا کرد چون بیرون شود یارب
شماره ۵۴ - مرا ای شمع میل گریه شد در هجر یار امشب
شماره ۵۵ - گر گریزم دم بدم بر آتش دل دیده آب
شماره ۵۶ - نیست تا صبح بجز فکر تو کارم همه شب
شماره ۵۷ - تندست یار و بی سببی می کند غضب
شماره ۵۸ - ای همه دم بزم تو جای رقیب
شماره ۵۹ - کی توانم رست در کویت ز غوغای رقیب
شماره ۶۰ - قرآن صفات جاه و جلال محمد است
شماره ۶۱ - جانم در آن آرزوی وصال محمد است
شماره ۶۲ - ماه من نخل قدت سرو خرامان منست
شماره ۶۳ - بهر صید آن ترک بدخو بر سمند کین نشست
شماره ۶۴ - صیقل آیینه دلها نم چشم ترست
شماره ۶۵ - عمر دراز من که پریشان گذشته است
شماره ۶۶ - ای دل بسی ز محنت هجران نمانده است
شماره ۶۷ - پیش عاقل قصه درد من و مجنون یکیست
شماره ۶۸ - زلال فیض بقا رشحه ز جام منست
شماره ۶۹ - سرو را همچو قدت شیوه رعنایی نیست
شماره ۷۰ - مه دلاک من آیینه اهل نظر است
شماره ۷۱ - خورشید بسی خاک نشین شد بهوایت
شماره ۷۲ - باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیست
شماره ۷۳ - تن که از تیر تو چون زنجیر روزن روزنست
شماره ۷۴ - در هجر یار حال دل زار مشکل است
شماره ۷۵ - مه من شام غمت را سحری پیدا نیست
شماره ۷۶ - ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت
شماره ۷۷ - هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است
شماره ۷۸ - شده ام بسته گیسوی شکن پر شکنت
شماره ۷۹ - بتی که شیوه خوبی به از تو داند نیست
شماره ۸۰ - گل بباغ آمد ولی از عمر خود کامی نیافت
شماره ۸۱ - گر نقابی نبود مهر رخش را غم نیست
شماره ۸۲ - بگل خطت چو نقابی ز مشک ناب انداخت
شماره ۸۳ - از جان بدود دل غم خالت برون نرفت
شماره ۸۴ - برگ گل کز هر طرف آرایش دستار تست
شماره ۸۵ - آزمودم عشق خوبان را بلایی بوده است
شماره ۸۶ - ازان درین چمنم میل گلعذاری نیست
شماره ۸۷ - غیر ناکامی ز محبوبان مرا مطلوب نیست
شماره ۸۸ - سایه ات را متصل ذوق وصالت حاصل است
شماره ۸۹ - دل الفت تمام بآن خاک در گرفت
شماره ۹۰ - هوای خاک درت باز در سر افتادست
شماره ۹۱ - بر جان ما جفای نکویان ز حد گذشت
شماره ۹۲ - در دل لاله ی غمت آتش سودا انداخت
شماره ۹۳ - کم التفاتی خوبان به عاشقان ستم است
شماره ۹۴ - هست با خلعت گلگون قدت ای حور سرشت
شماره ۹۵ - تا غایبی تو مجلس ما را حضور نیست
شماره ۹۶ - سنگ بیداد بتان آیینه دل را شکست
شماره ۹۷ - ذوق وصلت یافت دل از ساقی و ساغر گذشت
شماره ۹۸ - نی همین صد روزن از تیر تو بر جسم من است
شماره ۹۹ - بحال زار من آن ماه را نگاهی نیست
شماره ۱۰۰ - من نگویم چون قدت سروی ز بستان برنخاست
شماره ۱۰۱ - ناله زاری که در دلها اثر دارد کجاست
شماره ۱۰۲ - عاشقی رونق ز اطوار من حیران گرفت
شماره ۱۰۳ - نه همین قد من از بار غم دور خم است
شماره ۱۰۴ - در غمت کارم بچشم اشکبار افتاده است
شماره ۱۰۵ - بی لبت قطع نظر کرده ام از آب حیات
شماره ۱۰۶ - بدو گیسو مه روی تو نچندان عجب است
شماره ۱۰۷ - هجوم سیل سرشکم ز دل اثر نگذاشت
شماره ۱۰۸ - امید بود که خواهد جفای یارم کشت
شماره ۱۰۹ - بهترین سیرها سیر بیابان فناست
شماره ۱۱۰ - جانی که هست رسته ز آزار او کجاست
شماره ۱۱۱ - ما را بلای عشق تو عمریست آشناست
شماره ۱۱۲ - هر کرا هست دلی سیمبری خواهد داشت
شماره ۱۱۳ - ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
شماره ۱۱۴ - در عشق شهرتم سبب اشتهار تست
شماره ۱۱۵ - هست ما را زندگی از جوهر شمشیر دوست
شماره ۱۱۶ - دل دامن هوای تو محکم گرفته است
شماره ۱۱۷ - اگر رسوا شدم رسواییم را شد فغان باعث
شماره ۱۱۸ - با عارض تو شمع کشیدی زبان بحث
شماره ۱۱۹ - حقه لعل لبش صد درد دارد در علاج
شماره ۱۲۰ - ای مرضهای معاصی ز تو محتاج علاج
شماره ۱۲۱ - کرد درد غیر را دلبر علاج
شماره ۱۲۲ - عکس لبت نمود دلم کرد خون قدح
شماره ۱۲۳ - مرا هر گه که پندی می دهد با چشم تر ناصح
شماره ۱۲۴ - تنگ آمده بجلوه آهم فضای چرخ
شماره ۱۲۵ - چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخ
شماره ۱۲۶ - کسی در عاشقی از سوی پنهانم خبر دارد
شماره ۱۲۷ - گره از کار من جز نالهای زار نگشاید
شماره ۱۲۸ - با تو وصلم شب نوروز میسر شده بود
شماره ۱۲۹ - نیست چشم من کزو اشک جگرگون می چکد
شماره ۱۳۰ - برخسارت دمی دل دیده خونبار نگشاید
شماره ۱۳۱ - خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشد
شماره ۱۳۲ - بر گلویم تیغ ترک تند خوی من رسید
شماره ۱۳۳ - ز من آن مغبچه ترک دل و دین می خواهد
شماره ۱۳۴ - بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد
شماره ۱۳۵ - بحالم التفات آن ماه رو بسیار کم دارد
شماره ۱۳۶ - یار ما را به ازین زار و حزین می خواهد
شماره ۱۳۷ - عکس قد او آینه بربود خطا کرد
شماره ۱۳۸ - ندانستم که آن ماه آن چنین راه ستم گیرد
شماره ۱۳۹ - طمع جور دلم زان بت بدخو دارد
شماره ۱۴۰ - خوب می دانم وفا از خود جفا از یار خود
شماره ۱۴۱ - چو مشاطه بدست آن چین زلف خم بخم گیرد
شماره ۱۴۲ - چه عجب گر بدل از تیغ تو بیداد رسد
شماره ۱۴۳ - من که باشم که مرا کوی تو مسکن باشد
شماره ۱۴۴ - درین محنت سرا آن به که عاقل خانه کم گیرد
شماره ۱۴۵ - ملک را گر نظر بر قد آن سرو روان افتد
شماره ۱۴۶ - محتاج وصال تو که باشد که نباشد
شماره ۱۴۷ - شب هجران خیالت شمع محنت خانه من شد
شماره ۱۴۸ - نه حبابست که پیدا ز سرشک ما شد
شماره ۱۴۹ - چو بهر زینت آن گلچهره در آیینه می بیند
شماره ۱۵۰ - خدا ز سرو قد او مرا جدا نکند
شماره ۱۵۱ - هر دم از شوق لب لعلت دلم خون می شود
شماره ۱۵۲ - هر پری چهره که دوران بجهان می آرد
شماره ۱۵۳ - پری رخان بجفا قصد جان ما مکنید
شماره ۱۵۴ - ای که گویی که دلت خون نشود چون نشود
شماره ۱۵۵ - بخت بد بی اختیار از کوی یارم می برد
شماره ۱۵۶ - در دل باختلاط کسانم هوس نماند
شماره ۱۵۷ - بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید
شماره ۱۵۸ - کلکی که صورت من و آن دلربا کشید
شماره ۱۵۹ - نکویی گرد بادست این که بر من خاک می بارد
شماره ۱۶۰ - هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود
شماره ۱۶۱ - ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد
شماره ۱۶۲ - ببزم او سخن از درد من نمی گذرد
شماره ۱۶۳ - تا باد پرده از رخ آن سیمبر فکند
شماره ۱۶۴ - جان بیرون رفته را بویت بتن می آورد
شماره ۱۶۵ - دوشم انیس خلوت گرمابه یار شد
شماره ۱۶۶ - نشاطم می کشد چون از تنم پیکان برون آید
شماره ۱۶۷ - ز سروت سایه کر بر من اندوهگین افتد
شماره ۱۶۸ - در آینه چو عکسم بر صورتم نظر کرد
شماره ۱۶۹ - دل که از نرگس او چشم نگاهی دارد
شماره ۱۷۰ - هر که چراغی ز برق آه ندارد
شماره ۱۷۱ - ماه من کز لعل لب کامی بهر ناکام داد
شماره ۱۷۲ - طعنه اغیار بهر یار می باید کشید
شماره ۱۷۳ - یار از عاشق نمی باید که پروا شود
شماره ۱۷۴ - تا مرا سودای شمع عارضت در سر نبود
شماره ۱۷۵ - گاه لطفی می نماید گه جفایی می کند
شماره ۱۷۶ - آمد صبا وزان گل نورس خبر نداد
شماره ۱۷۷ - کار من در عاشقی جز با غم یاری نماند
شماره ۱۷۸ - دل درون سینه دردت را بجان می پرورد
شماره ۱۷۹ - گر بند بند ما چو نی از هم جدا کنند
شماره ۱۸۰ - بی وجه نمی گریم گریه سببی دارد
شماره ۱۸۱ - حبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
شماره ۱۸۲ - دل اغیار بر من از غم جانانه می سوزد
شماره ۱۸۳ - لطیفست آن پری آن به که از مردم نهان آید
شماره ۱۸۴ - خوش آنکه غم سیمبری داشته باشد
شماره ۱۸۵ - گفتمش دل ز غمت زار و حزین می باید
شماره ۱۸۶ - می کنم اظهار غم ساقی شرابم می دهد
شماره ۱۸۷ - نظر بازی که حیران رخ آن سیمتن باشد
شماره ۱۸۸ - رنجیدم از دل خواهمش زلف ستمکاری برد
شماره ۱۸۹ - چو پاره پاره دل از دیده ترم افتد
شماره ۱۹۰ - ناله گره از رشته کارم نگشاید
شماره ۱۹۱ - گر فلک با تیغ کین بر سینه ام چاک افکند
شماره ۱۹۲ - نه تنها جان من دردی ز گل رخساره دارد
شماره ۱۹۳ - دل که سوزان بود خندان از رخ آن ماه شد
شماره ۱۹۴ - دل اسیر خم گیسوی تو شد
شماره ۱۹۵ - بخاک بنده رحم ای دلربا از تو نمی آید
شماره ۱۹۶ - جای ما کوی تو خواهد بود تا خواهیم بود
شماره ۱۹۷ - سر مکش از من که از من درد سر خواهی کشید
شماره ۱۹۸ - بدرد و محنت بسیار ما را یار می داند
شماره ۱۹۹ - بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذ
شماره ۲۰۰ - ای مرا هر لحظه در عشق تو بازار دگر
شماره ۲۰۱ - یار خواهی دلا ز جان بگذر
شماره ۲۰۲ - می کشد زارم ببازی هر زمان طفلی دگر
شماره ۲۰۳ - خواهم چو سایه افتم دنبال آن سمنبر
شماره ۲۰۴ - می دهد زاهد به ما هر لحظه آزار دگر
شماره ۲۰۵ - ای جمالت ز گل گلشن جان رعناتر
شماره ۲۰۶ - سوخت دل صد قطره خون در چشم تر دارد هنوز
شماره ۲۰۷ - خاک شد جسم و غمت مونس جانست هنوز
شماره ۲۰۸ - دلم از عشق تو رسوای جهانست امروز
شماره ۲۰۹ - دلا بمهر رخش دیده پر آب انداز
شماره ۲۱۰ - دل اسیر لعل آن گلبرگ خندانست باز
شماره ۲۱۱ - شمع بزم بهجتم مهر مه روی تو بس
شماره ۲۱۲ - غمت روز تنهاییم یار بس
شماره ۲۱۳ - چیده ایم از اختلاط خلق دامان هوس
شماره ۲۱۴ - نه من مقید آن سرو گلعذارم و بس
شماره ۲۱۵ - ز عشقت ناله زاری که من دارم ندارد کس
شماره ۲۱۶ - یارب بحق حرمت رندان درد نوش
شماره ۲۱۷ - پیش تو گل از شرم سرانداخته در پیش
شماره ۲۱۸ - مرا دل ترک داد و کرد میل آن مه دلکش
شماره ۲۱۹ - چه دعوی می کنی ای غنچه با لعل گهربارش
شماره ۲۲۰ - جدا بودن ز یار و سوختن با داغ هجرانش
شماره ۲۲۱ - بکویش می روم بهر تماشای مه رویش
شماره ۲۲۲ - لاف زد پیش رخت گلبن ز گلبرگ ترش
شماره ۲۲۳ - نیست غیر از حیرتم کاری جدا از یار خویش
شماره ۲۲۴ - روی می تابد ز من گر ماه تابان گویمش
شماره ۲۲۵ - زهی جفای تو بر من دلیل رحمت خاص
شماره ۲۲۶ - ز جهان گردی ما دیدن یاریست غرض
شماره ۲۲۷ - گرد گلت کشید ز عنبر حصار خط
شماره ۲۲۸ - برندان از جهنم می دهد دایم خبر واعظ
شماره ۲۲۹ - سر می کند همیشه فدا بهر یار شمع
شماره ۲۳۰ - گر نه در دل مهر آن روی چو مه دارد چراغ
شماره ۲۳۱ - گشت محرم در حریم وصل جانانم چراغ
شماره ۲۳۲ - بخود نگذاشتم دامان آن چابک سوار از کف
شماره ۲۳۳ - قد کشیدی دیده ام تیر بلا را شد هدف
شماره ۲۳۴ - گر ترا هست دلا در ره غم میل رفیق
شماره ۲۳۵ - باغ حسن از گل رخسار تو دارد رونق
شماره ۲۳۶ - در ره عشق بتانست رفیقم توفیق
شماره ۲۳۷ - یارست فارغ از من و من بی قرار عشق
شماره ۲۳۸ - بود درد دل از سودای عشقت حاصل عاشق
شماره ۲۳۹ - ما را ز وصل دوست جدا می کند فلک
شماره ۲۴۰ - کرد از خون جگر چرخ تنم را نمناک
شماره ۲۴۱ - ای از تو بی دلان را درمان درد حاصل
شماره ۲۴۲ - نچندانست مرا در غم هجران تو حال
شماره ۲۴۳ - ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل
شماره ۲۴۴ - ای دل از دیده فزون دیده ز دل سوی تو مایل
شماره ۲۴۵ - متصل دارد سر سودای ابروی تو دل
شماره ۲۴۶ - بطرف طره دستار زیبی بست یار از گل
شماره ۲۴۷ - شب عیدست چندانی امان ای عمر مستعجل
شماره ۲۴۸ - مه من از تو غم بی حساب دارد دل
شماره ۲۴۹ - زبان مرغ می داند مگر گل
شماره ۲۵۰ - تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل
شماره ۲۵۱ - ناوکت پیراهنی پوشاند از خون بر تنم
شماره ۲۵۲ - ندیده کام دل از کوی آن سیمین بدن رفتم
شماره ۲۵۳ - من که بی لاله رخی ساکن گلخن شده ام
شماره ۲۵۴ - منم که بی تو گرفتار صد بلا شده ام
شماره ۲۵۵ - بسی بی داد در عشق از بتان سیمتن دیدم
شماره ۲۵۶ - نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم
شماره ۲۵۷ - بسی تاب از غم آن گیسوان پرشکن دیدم
شماره ۲۵۸ - نه مژگانست کز خونابه دل لاله گون کردم
شماره ۲۵۹ - نه از تیری که بر دل می زنی چندین فغان دارم
شماره ۲۶۰ - اگر میرم نخواهد کم شد آب چشم نمناکم
شماره ۲۶۱ - نه آنچنان شده محو خیال آن دهنم
شماره ۲۶۲ - در هستی بقفل نیستی بر خود چنان بستم
شماره ۲۶۳ - بعزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم
شماره ۲۶۴ - رحم بر زاری من یار ندارد چه کنم
شماره ۲۶۵ - جان را بلعل چون شکرت تا سپرده ام
شماره ۲۶۶ - چنان در دوستی دل بسته آن قد دلجویم
شماره ۲۶۷ - بدل مهر تو کردم نقش و چشم از غیر بر بستم
شماره ۲۶۸ - بیک جام لبالب آنچنان کن ساقیا مستم
شماره ۲۶۹ - گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم
شماره ۲۷۰ - درون خانه چشم آن صنم را تا در آوردم
شماره ۲۷۱ - بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم
شماره ۲۷۲ - بی خط سبزت شبی هر جا که منزل داشتم
شماره ۲۷۳ - عمریست ای پری که رخت را ندیده ایم
شماره ۲۷۴ - آتشین رویی کزو چون شمع با چشم ترم
شماره ۲۷۵ - بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهم
شماره ۲۷۶ - با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم
شماره ۲۷۷ - خود را ز گریه شب همه شب غرق خون کنم
شماره ۲۷۸ - بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام
شماره ۲۷۹ - زین شکوه ها که دم بدم از یار می کنم
شماره ۲۸۰ - هر لحظه صد جفا ز بلای تو می کشم
شماره ۲۸۱ - تو خطان را دوست می دارد دل دیوانه ام
شماره ۲۸۲ - چو میرم در هوایت کاشکی خاک درت گردم
شماره ۲۸۳ - دمی بی سوز عشقت جان خود بر تن نمی خواهم
شماره ۲۸۴ - عمریست روی دل از نکویی ندیده ایم
شماره ۲۸۵ - ما نظر جز بر تبان سیمبر کم کرده ایم
شماره ۲۸۶ - دوستان گوهر مقصود به دست آوردم
شماره ۲۸۷ - آتشم من گلخنی باید که باشد منزلم
شماره ۲۸۸ - ز آهم سوخت بی مهر رخت مه دوش کوکب هم
شماره ۲۸۹ - دایم تویی مقابل آیینه دلم
شماره ۲۹۰ - داغ عشق صنم لاله عذاری دارم
شماره ۲۹۱ - دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
شماره ۲۹۲ - هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم
شماره ۲۹۳ - بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم
شماره ۲۹۴ - نمی خواهم باو درد دل صد پاره بنویسم
شماره ۲۹۵ - یار بی جرم بشمشیر ستم می کشدم
شماره ۲۹۶ - تا بوده ایم بی غم یازی نبوده ایم
شماره ۲۹۷ - من بسربازی ز شمع مجلست کم نیستم
شماره ۲۹۸ - سرو نازم نشد آگه ز نیازم چه کنم
شماره ۲۹۹ - ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریم
شماره ۳۰۰ - می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برم
شماره ۳۰۱ - می روم در سینه صد درد نهانی می برم
شماره ۳۰۲ - از آن رو با تو من آیینه را همتا نمی بینم
شماره ۳۰۳ - نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم
شماره ۳۰۴ - روزگاری شد ز کویت درد سر کم کرده ایم
شماره ۳۰۵ - دارم هوس کز خون دل خاک درش را گل کنم
شماره ۳۰۶ - بیاد قد تو بر سینه هر الف که بریدم
شماره ۳۰۷ - نیست در آیینه عکس آن صنم
شماره ۳۰۸ - ازو پرسید سر آن دهان را من نمی دانم
شماره ۳۰۹ - در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم
شماره ۳۱۰ - چو طفلان پیشه ای جز گریه در عالم نمی دانم
شماره ۳۱۱ - باز در دل ز غم عشق ملالی دارم
شماره ۳۱۲ - ز سیر سایه همراه تو ای مه رشکها بردم
شماره ۳۱۳ - گهی که در غم آن گلعذار می گریم
شماره ۳۱۴ - در دل الم از غنچه خندان تو دارم
شماره ۳۱۵ - گشت صد پاره بشمشیر جفای تو تنم
شماره ۳۱۶ - دمی بی عشق خوبان پری رخسار چون باشم
شماره ۳۱۷ - عهد کردم که دیگر بیهده کاری نکنم
شماره ۳۱۸ - آزارها ز یار جفا کار می کشم
شماره ۳۱۹ - گر چشم برخسار تو صد بار گشادم
شماره ۳۲۰ - گهی که بر گل روی تو چشم تر بگشایم
شماره ۳۲۱ - جفا کارست و خونریز آن بت بی درد می دانم
شماره ۳۲۲ - چیست جرم من که باز از چشم یار افتاده ام
شماره ۳۲۳ - پنهان غم دلم ز تو ای جان نمی کنم
شماره ۳۲۴ - پیش او با ناله اظهار غم دل کرده ام
شماره ۳۲۵ - ای شمع که شد سوخته عشق تو جانم
شماره ۳۲۶ - ای لعل سخن گوی تو کام دل زارم
شماره ۳۲۷ - ما ترک دیدن رخ زیبا نمی کنیم
شماره ۳۲۸ - دل بصد عقد بجعد سر زلفت بستم
شماره ۳۲۹ - چرا نگاه بدور رخت بماه کنم
شماره ۳۳۰ - تا کی اسیر سلسله غم شود دلم
شماره ۳۳۱ - نی همین سرگرم سودای بتان تنها منم
شماره ۳۳۲ - گوش بر قول رقیبان بداندیش مکن
شماره ۳۳۳ - اسیر دام زلفم کرده بر گرد سرگردان
شماره ۳۳۴ - چشمی بگشا سوی من و زاری من بین
شماره ۳۳۵ - بجان دور از تو ای شمع از غم شبهای تارم من
شماره ۳۳۶ - دوش در مجلس نگاری بود همزانوی من
شماره ۳۳۷ - در غمم گر جان ز جسم ناتوان آید برون
شماره ۳۳۸ - ای لاله رخ مرو دلم از هجر خون مکن
شماره ۳۳۹ - می شود هر دم جنون ما ز ابرویت فزون
شماره ۳۴۰ - نمی مردم از آن تیغی که زد آن سیمبر بر من
شماره ۳۴۱ - داریم در زمانه بد طالع زبون
شماره ۳۴۲ - تو تیر افکنده ای چرخ مهر خود بماه من
شماره ۳۴۳ - شد چاک چاک سینه و از قطرهای خون
شماره ۳۴۴ - درد دل ما را ز ره لطف دوا کن
شماره ۳۴۵ - زین ندامت که نشد خاک درت مسکن من
شماره ۳۴۶ - اگر چه نیست ترحم ترا بزاری من
شماره ۳۴۷ - می نمایی رخ که خورشید جهان آراست این
شماره ۳۴۸ - تا بدرد عشق جان از تن نمی آید برون
شماره ۳۴۹ - غم لعل ترا در سینه جا کردم که جان است این
شماره ۳۵۰ - شد آن گل چهره باز از خانه با عزم سفر بیرون
شماره ۳۵۱ - نمی دانم چه بد کردم چرا رنجید یار از من
شماره ۳۵۲ - زدی چو در دلم آتش مکش چو شعله سر از من
شماره ۳۵۳ - ای دل از کار عشق عار مکن
شماره ۳۵۴ - عاشقم جز عاشقی کاری نمی آید ز من
شماره ۳۵۵ - چو شمع ز آتش دل اضطراب دارم من
شماره ۳۵۶ - حباب نیست ز خون گرد دیده تر من
شماره ۳۵۷ - شد واقف از خیال من آن مه بحال من
شماره ۳۵۸ - ای بر فراز مسند عزت مکان تو
شماره ۳۵۹ - ای بر فراز چرخ برین بارگاه تو
شماره ۳۶۰ - سرم را درد بر بالین محنت سود دور از تو
شماره ۳۶۱ - کرد ناصح منع من از گریه بی رخسار او
شماره ۳۶۲ - دل که پنهان است شوق لعل محبوبان درو
شماره ۳۶۳ - نمی خواهم که گوید هیچ کس احوال من با او
شماره ۳۶۴ - اگر بگذشت مجنون من بماندم یادگار او
شماره ۳۶۵ - شد درون سینه دل دیوانه از سودای او
شماره ۳۶۶ - ز فلک می گذرد آه و فغانم بی تو
شماره ۳۶۷ - ز درد دل سختی از زبان من بشنو
شماره ۳۶۸ - ای مست غافل از من و خونین جگر مشو
شماره ۳۶۹ - از آن دو پاره بانگشت معجزت شد ماه
شماره ۳۷۰ - دی شنیدم جانب گلشن گذار افکنده ای
شماره ۳۷۱ - شد دلم صد پاره و چون لاله بر هر پاره ای
شماره ۳۷۲ - شانه ای گل بخم طره طرار منه
شماره ۳۷۳ - سرم خاکیست بعد از رفتنت در رهگذر مانده
شماره ۳۷۴ - با منی اما چه حاصل سوی من مایل نه ای
شماره ۳۷۵ - ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای
شماره ۳۷۶ - قد برافراخته آفت جانی شده ای
شماره ۳۷۷ - بدردم یارب آن بی درد درمان می کند یا نه
شماره ۳۷۸ - من چه کردم که مرا از نظر انداخته
شماره ۳۷۹ - غیر از درت پناه نداریم یا نبی
شماره ۳۸۰ - ای که تا یار منی در پی آزار منی
شماره ۳۸۱ - نچندانم ضعیف از دوری خورشید رخساری
شماره ۳۸۲ - بهست گور و کفن از قبا و پیرهنی
شماره ۳۸۳ - پی ماتم میان انجمن ای ماه جا کردی
شماره ۳۸۴ - در دیده نور در تن جان عزیز مایی
شماره ۳۸۵ - مرا ای سایه در دشت جنون عمریست همراهی
شماره ۳۸۶ - ورد منست نام تو یا مرتضی علی
شماره ۳۸۷ - گر خدنگ غمزه را زین سان دمادم می زنی
شماره ۳۸۸ - یارب آن بی درد را در دل ز عشق افکن غمی
شماره ۳۸۹ - ای دل ز خویش بگذر گر میل یار داری
شماره ۳۹۰ - از پری رویان بدل بردن همین مایل تویی
شماره ۳۹۱ - چو شمعم سوخت دل بر یاد بزم مجلس آرایی
شماره ۳۹۲ - نمودی لطف پیشم آمدی کردی ستم رفتی
شماره ۳۹۳ - بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی
شماره ۳۹۴ - بیاد خاک درش گر چه ای سرشک دویدی
شماره ۳۹۵ - ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی
شماره ۳۹۶ - دلا آن به که چون با خوب رویان همنشین باشی
شماره ۳۹۷ - در کبودی فلک چون مه من نیست مهی
شماره ۳۹۸ - نمود در دلم از آتش درون شرری
شماره ۳۹۹ - مه من بی خبر از حال دل شیدایی
شماره ۴۰۰ - نمی آید ز تو ای سایه چو من دشت پیمایی
شماره ۴۰۱ - رحمی باسیران شب تار نداری
شماره ۴۰۲ - سال و مهم بر زبان روز و شبم در دلی
شماره ۴۰۳ - مراست هر طرف از سیل اشک دریایی
شماره ۴۰۴ - از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی
شماره ۴۰۵ - چند ای چرخ مرا زار و زبون می سازی
شماره ۴۰۶ - هرگز نظر به بی سر و پایی نمی کنی
شماره ۴۰۷ - چند ای دل نامه وصف بتان املا کنی
شماره ۴۰۸ - بر آن شدی که باهل وفا جفا نکنی
شماره ۴۰۹ - نپرسد از من بی کس درین دیار کسی
شماره ۴۱۰ - ای لعل تو آب زندگانی