هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد و رنج عشق و جدایی می‌گوید. او با تصاویر شدید مانند چاک‌های سینه، قطره‌های خون و آتش درون، احساسات خود را بیان می‌کند. عشق او را به جنون می‌کشاند و از جور روزگار شکایت دارد. در نهایت، از دیگران می‌خواهد که از حال او نپرسند، زیرا اشک‌هایش گویای همه چیز هستند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و تصاویر شدید مانند خون و جنون است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها سنگین باشد. همچنین، درک کامل مفاهیم عشق و رنج موجود در متن نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۳۴۳ - شد چاک چاک سینه و از قطرهای خون

شد چاک چاک سینه و از قطرهای خون
افتاد پاره پاره دل از چاکها برون ۱

خونست قطره قطره که از دیده می چکد
یا هست هر یکی شرری ز آتش درون ۲

دادم بذکر لعل تو تسکین دود آه
دفع گزند مار توان کرد بافسون ۳

آواره تا بکی کندم عقل هرزه کرد
خواهم مرا بسلسله خود کشد جنون ۴

بی صورتی قرار ندارد دمی دلم
در کار عشق کم نتوان شد ز بیستون ۵

بر غیر من نمی رسد ای چرخ جور تو
گویا میان خلق مرا دیده زبون ۶

از من مکن سؤال فضولی که چیست حال
حال دلم قیاس کن از اشک لاله گون ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۲ - تو تیر افکنده ای چرخ مهر خود بماه من
گوهر بعدی:شماره ۳۴۴ - درد دل ما را ز ره لطف دوا کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.