هوش مصنوعی:
شاعر از چرخ (سرنوشت یا زمان) میپرسد که چرا این همه درد و رنج بر سینهاش گذاشته است. چرخ پاسخ میدهد که اگر این دردها از اوست، پس دردهای بیپایان بر سینه خودش از کیست؟
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه کافی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۷ - گفتم ای چرخ تو بر سینه من سوخته
گفتم ای چرخ تو بر سینه من سوخته
این همه داغ که حصر و حد و پایانش نیست ۱
گفت بر سینه ترا گر ز منست این همه داغ
این همه داغ که بر سینه من هست ز کیست ۲
این همه داغ که حصر و حد و پایانش نیست ۱
گفت بر سینه ترا گر ز منست این همه داغ
این همه داغ که بر سینه من هست ز کیست ۲
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۲
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - ای که از جهل مقید شده بر صورت
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - مردم این دیار را با من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.