درباره فضولی
ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ سال ۸۸۵ هجری قمری در حله، درگذشته به سال ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبانهای ترکی، عربی و فارسی شعر سروده است.
زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف هم ذکر کردهاند. او پرورشیافتهٔ بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است.
آثار فارسی وی علاوه بر دیوان اشعار، شامل منظومههای ساقینامه (هفت جام)، «رند و زاهد»، «صحت و مرض»، «انیس القلب» و «روح نامه» (سفرنامه روح یا حُسن و عشق) است.
آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - یاد دارم که چو آدم شرف خلقت یافت
شماره ۲ - حضرت مصطفی بسعی تمام
شماره ۳ - ای سخن پرور ز نظم خویشتن غافل مشو
شماره ۴ - حمد بیحد احدی را که کمال کرمش
شماره ۵ - ای ظریفان روم شکر کنید
شماره ۶ - من از اقلیم عرب حیرتی از ملک عجم
شماره ۷ - ای که رای روشنت آیینه گیتی نماست
شماره ۸ - ای دل ملال گوشه عزلت هزار بار
شماره ۹ - ای غره بر لطافت حسن و جمال خود
شماره ۱۰ - گفت احمد حیدر است از من چو هارون از کلیم
شماره ۱۱ - بر امید راحت دنیا مکش بسیار رنج
شماره ۱۲ - پرسیدم از بتی که ترا در جهان چرا
شماره ۱۳ - آفرین بر منعمی کز بهر اظهار ثنا
شماره ۱۴ - ای که داری خرد بدان که ترا
شماره ۱۵ - اگر بمن نبود پادشاه را لطفی
شماره ۱۶ - ای که از جهل مقید شده بر صورت
شماره ۱۷ - گفتم ای چرخ تو بر سینه من سوخته
شماره ۱۸ - مردم این دیار را با من
شماره ۱۹ - اول عمرم که هنگام سرور و ذوق بود
شماره ۲۰ - دام دردست و بلا دایره قید جهان
شماره ۲۱ - بد من گفت بدی لیک نمی رنجم ازو
شماره ۲۲ - سخن من بسیست در عالم
شماره ۲۳ - نوجوانان را خدا در اول نشو و نما
شماره ۲۴ - صانعی کز آب و گل فیض کمال قدرتش
شماره ۲۵ - بهر دفع دشمن و فتح بلاد و حفظ نفس
شماره ۲۶ - در صدف صدق جناب متولی
شماره ۲۷ - عادت اینست فیض فطرت را
شماره ۲۸ - آدمی را فضل صوری و کمال معنویست
شماره ۲۹ - میانه سگ و گربه شبی نزاع افتاد
شماره ۳۰ - بر هر چه دل نهادم و گشتم اسیر آن
شماره ۳۱ - دوش طفلی پری رخی دیدم
شماره ۳۲ - در دیار ما ندارد هیچ قدر
شماره ۳۳ - در مقامی گر شود جان عزیزت منزجر
شماره ۳۴ - مرده دیدم پریشان گشته اجزای تنش
شماره ۳۵ - دو گروهند خلق این عالم
شماره ۳۶ - درین حدیقه حرمان ز کثرت اندوه
شماره ۳۷ - عاشق صاف طبع و پاک دلم
شماره ۳۸ - بسان صفحه رخسار لوح خاطر طفل
شماره ۳۹ - از سخن خوانی کشیدم پیش اهل روزگار
شماره ۴۰ - بعالم گفتم ای ظالم چرا مشغول خود گردی
شماره ۴۱ - تعرضی بفلک دوش کردم و گفتم
شماره ۴۲ - فضیلت نسب و اصل خارج ذاتست
شماره ۴۳ - وقت سحر سوی چمن انداختم گذر
شماره ۴۴ - دی کرد التماس ز من پاک گوهری
شماره ۴۵ - اگر چه داشت ز کیفیت جمیع لغت
شماره ۴۶ - فریاد ازین سپهر ستمگر که در جهان