هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جمال معشوق سخن میگوید و تأثیرات عمیق این عشق را بر دل و جان توصیف میکند. همچنین، از درد فراق و غم عشق نیز یاد شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و دانش ادبی دارند.
شمارهٔ ۲ - مستزاد
ای حسن تو دردانه چو ک . . . بنند اعلا
چون نقطه فردی ۱
و آن نقطه ذات است ز «با» گشته هویدا
در دیده مردی ۲
شری است ترا در همه گنجینه دل ها
ای مخزن اسرار ۳
شوری است ترا در همه سر نسبت غوغا
هر سوی که گردی ۴
آنها که زنند از می عشق تو دم و دم
از نفخه عیسی ۵
حاصل شده آن دم همه را چون من شیدا
از عشق تو دردی ۶
خورشید مدام از غم تو گردد و تابد
ای نور دو عالم ۷
چون مردمک دیده به هر منزل و هر جا
بی فایده گردی ۸
این نه فلک خرقه کبود از غم عشقت
ای شمع دل افروز ۹
در خون بکشیدند همه دامان قباها
بر خورشید زردی (؟) ۱۰
زین نه پدر و چهار ام و سه پسر را
ای حامله دم ۱۱
پرورده چو جان ز آتش و آب و گل ما را
در غنچه چو وردی ۱۲
بیچاره نسیمی چو از این چاره فنا شد
ناچار فراقت ۱۳
باید شدنش از غم بیهوده دنیا
وز هر دل سردی ۱۴
چون نقطه فردی ۱
و آن نقطه ذات است ز «با» گشته هویدا
در دیده مردی ۲
شری است ترا در همه گنجینه دل ها
ای مخزن اسرار ۳
شوری است ترا در همه سر نسبت غوغا
هر سوی که گردی ۴
آنها که زنند از می عشق تو دم و دم
از نفخه عیسی ۵
حاصل شده آن دم همه را چون من شیدا
از عشق تو دردی ۶
خورشید مدام از غم تو گردد و تابد
ای نور دو عالم ۷
چون مردمک دیده به هر منزل و هر جا
بی فایده گردی ۸
این نه فلک خرقه کبود از غم عشقت
ای شمع دل افروز ۹
در خون بکشیدند همه دامان قباها
بر خورشید زردی (؟) ۱۰
زین نه پدر و چهار ام و سه پسر را
ای حامله دم ۱۱
پرورده چو جان ز آتش و آب و گل ما را
در غنچه چو وردی ۱۲
بیچاره نسیمی چو از این چاره فنا شد
ناچار فراقت ۱۳
باید شدنش از غم بیهوده دنیا
وز هر دل سردی ۱۴
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۴
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱ - ترجیع بند
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳ - مخمس ترکیب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.