هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناامیدی و یأس خود از یک شخصیت قدرتمند (احتمالاً حاکم یا فردی صاحب نفوذ) می‌گوید که به او پاسخ نمی‌دهد و مانند دزدان اموال مردم را بدون حق می‌دزدد. شاعر احساس می‌کند که مال او بین دو گروه ناشایست تقسیم شده و از این وضعیت شکایت دارد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری و آگاهی اجتماعی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۶ - این چه . . . الملک بود ای نور چشم

این چه . . . الملک بود ای نور چشم
که نباشد در کلاهش هیچ پشم ۱

هر چه کتبا یا شفاها نزد وی
رفتم و در ناله افتادم چو نی ۲

مرمرا نامد جوابی زین خصوص
گوئیا این خواجه باشد از لصوص ۳

لص و لص لص بود این هر سه دزد
که برد مال کسان بی اجر و مزد ۴

لازم است اکنون تلافیها کنم
شکوه از دنیا و مافیها کنم ۵

مال من وقفست گوئی بر دو جنس
که نباشد این دو جنس از نوع انس ۶

این یکی باشد رفیقت ان اخت
این بهشت تو است و آن یک دوزخت ۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵ - زمین گرد است مانند گلوله
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - آن شنیدم که روبهی عیار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.