هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین از زبان فردی است که از فراق و رنج عشق سخن میگوید. او از دیدار ناگهانی معشوق و احساسات متضاد خود میگوید، از رشک و درد تا امیدواریهای از دست رفته. همچنین، اشارهای به نوروز و عید دارد که نمادی از تولد دوباره یا پایان رنج است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۵ - مرده بودم از غمت، بر سر رسیدی دی مرا؟
مرده بودم از غمت، بر سر رسیدی دی مرا؟
من ندیدم گر تو را، شادم که تو دیدی مرا ۱
خون خود بخشیدمت، کز رشک وقت کشتنم؛
غیر چون کرد التماس من، نبخشیدی مرا ۲
امشب و امروز، کز روی تو چشمم روشن است
در نظر ناید دگر ماهی و خورشیدی مرا ۳
گفت: فردا ریزمت خون، هست فردا ای رقیب؛
روز نوروزی تو را، امشب شب عیدی مرا! ۴
خسته بودم از غم، اکنون خسته تر گشتم زرشک؛
چون تو از اغیار حال خسته پرسیدی مرا! ۵
ناامیدی بین، که غیر امیدواریهای خود
گفت چندان، کز تو اکنون نیست امیدی مرا ۶
بود از آب دیده ام راز دل آذر آشکار
آه اگر امروز در کویش کسی دیدی مرا ۷
من ندیدم گر تو را، شادم که تو دیدی مرا ۱
خون خود بخشیدمت، کز رشک وقت کشتنم؛
غیر چون کرد التماس من، نبخشیدی مرا ۲
امشب و امروز، کز روی تو چشمم روشن است
در نظر ناید دگر ماهی و خورشیدی مرا ۳
گفت: فردا ریزمت خون، هست فردا ای رقیب؛
روز نوروزی تو را، امشب شب عیدی مرا! ۴
خسته بودم از غم، اکنون خسته تر گشتم زرشک؛
چون تو از اغیار حال خسته پرسیدی مرا! ۵
ناامیدی بین، که غیر امیدواریهای خود
گفت چندان، کز تو اکنون نیست امیدی مرا ۶
بود از آب دیده ام راز دل آذر آشکار
آه اگر امروز در کویش کسی دیدی مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - کنم شبها ازین پس پاسبانی پاسبانش را
گوهر بعدی:شماره ۶ - درد دل گویم و بر طبع گران است تو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.