هوش مصنوعی:
در این متن، داستان مرتضی و حیدر روایت میشود که در آن مرتضی به دلیل شفقت و گذشت خود نسبت به دشمنش، حیدر، حتی در لحظه مرگ نیز به او اولویت میدهد. مرتضی معتقد است که بدون حیدر، او نمیتواند به بهشت برود و این نشاندهنده عمق عشق و وفاداری اوست. متن همچنین به ظلمهایی که بر مرتضی رفته و محرومیت او از خلافت اشاره میکند و او را به عنوان شیر حق و تاج سر معرفی میکند که ظلم بر او ممکن نیست.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی، اخلاقی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند ظلم، شفقت و مرگ در آن مطرح شدهاند که نیاز به بلوغ فکری و عاطفی برای درک کامل دارد.
حکایت شفقت کردن مرتضی بر دشمن
چونک آن بدبخت آخر از قضا
ناگهان آن زخم زد بر مرتضا ۱
مرتضی را شربتی کردند راست
مرتضا گفتا که خون ریزم کجاست ۲
شربت او را ده نخست آنگه مرا
زانک او خواهد بدن هم ره مرا ۳
شربتش بردند او گفت اینت قهر
حیدر اینجا خواهدم کشتن به زهر ۴
مرتضا گفتا به حق کردگار
گر بخوردی شربتم این نابکار ۵
من همی ننهادمی بی او به هم
پیش حق در جنت المأوی قدم ۶
مرتضا را چون بکشت آن مرد زشت
مرتضی بی او نمیشد در بهشت ۷
بر عدو چون شفقتش چندین بود
با چو صدیقیش هرگز کین بود ۸
آنک چندینی غم دشمن خورد
با عتیقش دشمنی چون ظن برد ۹
با میان نارد جهان بیکنار
چون علی صدیق را یک دوست دار ۱۰
چند گویی مرتضی مظلوم بود
وز خلافت راندن محروم بود ۱۱
چون علی شیرحق است و تاج سر
ظلم نتوان کرد بر شیر ای پسر ۱۲
ناگهان آن زخم زد بر مرتضا ۱
مرتضی را شربتی کردند راست
مرتضا گفتا که خون ریزم کجاست ۲
شربت او را ده نخست آنگه مرا
زانک او خواهد بدن هم ره مرا ۳
شربتش بردند او گفت اینت قهر
حیدر اینجا خواهدم کشتن به زهر ۴
مرتضا گفتا به حق کردگار
گر بخوردی شربتم این نابکار ۵
من همی ننهادمی بی او به هم
پیش حق در جنت المأوی قدم ۶
مرتضا را چون بکشت آن مرد زشت
مرتضی بی او نمیشد در بهشت ۷
بر عدو چون شفقتش چندین بود
با چو صدیقیش هرگز کین بود ۸
آنک چندینی غم دشمن خورد
با عتیقش دشمنی چون ظن برد ۹
با میان نارد جهان بیکنار
چون علی صدیق را یک دوست دار ۱۰
چند گویی مرتضی مظلوم بود
وز خلافت راندن محروم بود ۱۱
چون علی شیرحق است و تاج سر
ظلم نتوان کرد بر شیر ای پسر ۱۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۲
۵۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت عمر که میخواست خلافت را بفروشد
گوهر بعدی:حکایت گفتن مرتضی اسرار خویش را با چاه و پر خون شدن چاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.