هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق و دردهای عاطفی خود مینالد و بیان میکند که معشوق حتی در لحظات سخت نیز به او توجهی نکرده است. همچنین، شاعر به رفتار ناعادلانه معشوق اشاره میکند و از این که عشقش را نادیده گرفته شده میبیند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و بیان رنجهای عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
شماره ۶۱ - کشته ی عشقت ننالید از تو، آهی هم نکرد
کشته ی عشقت ننالید از تو، آهی هم نکرد
وقت جان دادن نزد حرفی، نگاهی هم نکرد ۱
آنچه کردی با چو من درویش از جور ای پسر
راست گویم، با گدایی پادشاهی هم نکرد ۲
آنکه یک دم نیستم غافل ز یادش، دم به دم
گر نکرد او یاد من سهل است گاهی هم نکرد ۳
تا رخ خود را به کس ننماید آن ماه تمام
بر نیامد شب به بامی، سیر ماهی هم نکرد ۴
بس که بیخود در تمام عمر بود آذر ز عشق
سر نزد از وی ثوابی و گناهی هم نکرد ۵
وقت جان دادن نزد حرفی، نگاهی هم نکرد ۱
آنچه کردی با چو من درویش از جور ای پسر
راست گویم، با گدایی پادشاهی هم نکرد ۲
آنکه یک دم نیستم غافل ز یادش، دم به دم
گر نکرد او یاد من سهل است گاهی هم نکرد ۳
تا رخ خود را به کس ننماید آن ماه تمام
بر نیامد شب به بامی، سیر ماهی هم نکرد ۴
بس که بیخود در تمام عمر بود آذر ز عشق
سر نزد از وی ثوابی و گناهی هم نکرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰ - چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
گوهر بعدی:شماره ۶۲ - دایه، کت در مهد زر ای سیم تن می پرورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.