هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، رنج و حسرت سخن میگوید. شاعر از درد عشق و ستمهای معشوق شکایت میکند و از ریزش خون دل و اشک حسرت مینالد. همچنین، اشارهای به انتقام و فروپاشی هستی در اثر بیوفایی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و گاه تلخ است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و انتقام ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۸۰ - شراب شوق تو ما را چو در گلو ریزند
شراب شوق تو ما را چو در گلو ریزند
پیاله کاش گذارند و با سبو ریزند ۱
بس است ظلم اسیران، بترس از آن ساعت
که اشک حسرتی از دیده ها فرو ریزند ۲
مرا که خون دل آخر ز دیده خواهد ریخت
بتان شهر بشمشیر ناز گو ریزند ۳
بگلرخان ستمگر برم شکایت دل
بود که تیغ برآرند و خون او ریزند ۴
بغیر عشق ز آذر نشان نماند اگر
بنای هستیش از یکدگر فرو ریزند ۵
پیاله کاش گذارند و با سبو ریزند ۱
بس است ظلم اسیران، بترس از آن ساعت
که اشک حسرتی از دیده ها فرو ریزند ۲
مرا که خون دل آخر ز دیده خواهد ریخت
بتان شهر بشمشیر ناز گو ریزند ۳
بگلرخان ستمگر برم شکایت دل
بود که تیغ برآرند و خون او ریزند ۴
بغیر عشق ز آذر نشان نماند اگر
بنای هستیش از یکدگر فرو ریزند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹ - مرا عجز و تو را بیداد دادند
گوهر بعدی:شماره ۸۱ - مطرب امشب ناله سر کرده است، نایی میزند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.