هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از حسرت و اندوه خود به دلیل ندیدن معشوق و بیتوجهی به عواقب کارهایش میگوید. او از عشق پنهانی خود سخن میگوید و ترس از رسوایی و شرمساری در روز قیامت را بیان میکند. در نهایت، به این نتیجه میرسد که معشوق راه خود را رفته و او تنها مانده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند روز قیامت و شرمساری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۹۵ - بحسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود
بحسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود
سزای من که از اول نکردم فکر کار خود ۱
رود گر صید گامی چند و صیاد از قفای او
نه از بیم است، میخواهد ببیند اعتبار خود ۲
غم عشقت نمیگویم بمردم، ساده لوحی بین؛
که پنهان میکنم از خلق راز آشکار خود ۳
نگویم وعده ی وصل تو با خود، تا سپارم جان؛
که ترسم روز محشر نیز باشم شرمسار خود ۴
بحسرت مردم و آذر ندیدم روی یار خود
کنون مانده است کار من، که او کرده است کار خود ۵
سزای من که از اول نکردم فکر کار خود ۱
رود گر صید گامی چند و صیاد از قفای او
نه از بیم است، میخواهد ببیند اعتبار خود ۲
غم عشقت نمیگویم بمردم، ساده لوحی بین؛
که پنهان میکنم از خلق راز آشکار خود ۳
نگویم وعده ی وصل تو با خود، تا سپارم جان؛
که ترسم روز محشر نیز باشم شرمسار خود ۴
بحسرت مردم و آذر ندیدم روی یار خود
کنون مانده است کار من، که او کرده است کار خود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴ - دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود
گوهر بعدی:شماره ۹۶ - از دلم داغ تمنای تو، مشکل برود؛
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.