هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساسات عمیق عاشقانه و رنج‌های عشق ناکام سخن می‌گوید. او از تنهایی، بی‌قراری و آرزوی وصال معشوق می‌نالد و از درد فراق و بی‌توجهی معشوق شکایت دارد. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق یکطرفه، ناامیدی و احساس گناه بی‌جهت اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و ممکن است با تجربیات عاطفی آنها همخوانی نداشته باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و اندوه نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.

شماره ۹۴ - دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود

دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود
من در خمار بودم و، می در سبو نبود ۱

پرسید: در دل تو ندانم چه آرزوست؟!
غافل که در دلم بجز این آرزو نبود! ۲

جرم سگ تو نیست، گرت شب نبرد خواب
او را مکش، که ناله ی من بود، ازو نبود! ۳

دوش آمدم که پای تو بوسم، ز بیم غیر
راهی بخلوت توام از هیچ سو نبود ۴

میخوردم از فراق تو خون دوش وقت مرگ
یعنی که بیتو آب خوشم در گلو نبود ۵

قاصد بگو: ز دوریت آذر سپرد جان
ور گوید: از منش گله یی بود، گو نبود! ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۳ - یاد باد آنکه ز یاری منت عار نبود
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - بحسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.