خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این بیت‌ها از غم و اندوه ناشی از رفتن عزیزی از شهر می‌گوید. او احساس می‌کند که با رفتن این فرد، گویی خون از چشم‌ها جاری شده و دل‌های مردم نیز همراه با او از شهر می‌رود.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و غم‌انگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند 'ز چشم‌ها خون می‌رفت' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۹ - امشب، مهی از شهر بهامون میرفت

امشب، مهی از شهر بهامون میرفت
کز رفتن او، ز چشمها خون میرفت ۱

من در غم جان و، هر که را میدیدم
دل دل گویان، ز شهر بیرون میرفت ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۲۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸ - این دل، سر راهی بنگاری نگرفت
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - از عشق، سخن به بوالهوس نتوان گفت؛
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.