هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از ناکامیها و آرزوهای برآورده نشده خود سخن میگوید. دلش به کسی وابسته نشد، چشمانش نوری از معشوق نگرفت، پایش به خاک کوی محبوب نرسید و دستش دامن یاری را نگرفت.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد.
شماره ۳۸ - این دل، سر راهی بنگاری نگرفت
این دل، سر راهی بنگاری نگرفت
این دیده، فروغی ز عذاری نگرفت ۱
این پا، روزی بخاک کویی نرسید
این دست، شبی دامن یاری نگرفت ۲
این دیده، فروغی ز عذاری نگرفت ۱
این پا، روزی بخاک کویی نرسید
این دست، شبی دامن یاری نگرفت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - د رجان، از داغ عشق، سوزم بگرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - امشب، مهی از شهر بهامون میرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.