خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از درد و رنج دل خود میگوید و از سنگدلی و بیرحمی دیگران شکایت میکند. او از آزردن دلش میترسد، چرا که میداند این کار باعث آزردگی بیشتر دلش خواهد شد.
متن دارای مضامین عاطفی و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. درک عمیقتر این شعر نیاز به تجربههای عاطفی بیشتری دارد.
شماره ۴۲ - ای خون دل پیر و جوان خورد دلت!
ای خون دل پیر و جوان خورد دلت!
وی ز آهن و از سنگ گرو برده دلت! ۱
زنهار، میازار دلم، میترسم
گردد ز دل آزردنم، آزرده دلت! ۲
وی ز آهن و از سنگ گرو برده دلت! ۱
زنهار، میازار دلم، میترسم
گردد ز دل آزردنم، آزرده دلت! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - قاصد که ازو بمن خبر هیچ نگفت
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - ای برده ز مهر تاب، ماه علمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.