خلاصه و ردهبندی سنی
14+
شاعر ابراز پشیمانی میکند که چرا دوستی و محبت را از کودکی به فرد مورد نظر نیاموخته است و به جای آن، دشمنی و کینه ورزیده است. او آرزو میکند که ای کاش پدرش او را به شاعر میسپرد تا از کودکی دوستی را به او آموزش دهد.
مفاهیم عمیق عاطفی و اخلاقی مانند پشیمانی، دوستی، و تربیت در این شعر وجود دارد که درک آنها برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از زبان و استعارههای شعری ممکن است برای گروه سنی پایینتر قابل فهم نباشد.
شماره ۱۷۸ - ز آن پیش که، شمع مهرش افروختمی
ز آن پیش که، شمع مهرش افروختمی
وز آتش دشمنی او سوختمی ۱
ای کاش بدست من سپردی پدرش
تا دوستیش بطفلی آموختمی ۲
وز آتش دشمنی او سوختمی ۱
ای کاش بدست من سپردی پدرش
تا دوستیش بطفلی آموختمی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - وقت است ز هر سو شکفد روی گلی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - خوش آنکه چو یاد از اسیریم کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.