خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از آرزوی دیدار و رحمت معشوق یا خداوند سخن میگوید و ابراز عجز و نیاز میکند. او امیدوار است که مورد لطف و مهربانی قرار گیرد و از وضعیت دشوار خود نجات یابد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۹ - خوش آنکه چو یاد از اسیریم کنی
خوش آنکه چو یاد از اسیریم کنی
آیی شبی و رحم به پیریم کنی ۱
پایت مالم، که پایمالم نکنی؛
دستت بوسم، که دستگیریم کنی ۲
آیی شبی و رحم به پیریم کنی ۱
پایت مالم، که پایمالم نکنی؛
دستت بوسم، که دستگیریم کنی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۸ - ز آن پیش که، شمع مهرش افروختمی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰ - آذر! که چو من مانده جدا از وطنی!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.