هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و امید، ناامیدی و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. او از شراب و جام به عنوان نمادهایی از عشق و شادی یاد میکند، اما در عین حال از آتش عشق و حجابهای میان خود و معشوق شکایت دارد. پند و نصیحت را بیفایده میداند و بر این باور است که تنها معشوق میتواند پاسخگوی امیدهایش باشد. در نهایت، شاعر به تنهایی و ناامیدی خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از نمادها و استعارهها مانند شراب و آتش ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند. این شعر برای مخاطبانی مناسب است که توانایی تحلیل و درک مفاهیم پیچیدهتر ادبی را دارند.
شماره ۵۰ - جانم بلب و جام لبالب ز شراب است
جانم بلب و جام لبالب ز شراب است
فردا چه زیان زآتشم این جام پر آب است ۱
گفتم شب امید من از چهره بر افروز
گیسوش بر آشفت که مه زیر سحاب است ۲
سودی ندهد پند، بگویید بناصح:
کوتاه کن افسانه که دیوانه بخواب است ۳
بیگانه چه داند که تویی پرده برافکن
وانجا که منم نیز چه حاجت بنقاب است ۴
در هر قدمم روی تو آمد بنظر لیک
در گام دگر باز بدیدم که حجاب است ۵
سد گنج نهان بود مرا در دل و جانان
نادیده گذشتند که این خانه خراب است ۶
بسیار بگفتند و جوابی نشنیدند
نا گفته نشاط از تواش امید جواب است ۷
فردا چه زیان زآتشم این جام پر آب است ۱
گفتم شب امید من از چهره بر افروز
گیسوش بر آشفت که مه زیر سحاب است ۲
سودی ندهد پند، بگویید بناصح:
کوتاه کن افسانه که دیوانه بخواب است ۳
بیگانه چه داند که تویی پرده برافکن
وانجا که منم نیز چه حاجت بنقاب است ۴
در هر قدمم روی تو آمد بنظر لیک
در گام دگر باز بدیدم که حجاب است ۵
سد گنج نهان بود مرا در دل و جانان
نادیده گذشتند که این خانه خراب است ۶
بسیار بگفتند و جوابی نشنیدند
نا گفته نشاط از تواش امید جواب است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - سرم خوش است و دو عالم بمدعای من است
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - خاک بادا بسری کش اثر از سنگی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.