هوش مصنوعی:
این شعر به مفاهیمی مانند عشق، رنج، صبر و یادگاریهای عاطفی میپردازد. شاعر از رقیب، درد دل، و یادگارهای عشق سخن میگوید و بر بقای احساسات و خاطرات تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۴ - رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیست
رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیست
که باز نقش سجودش بر آستان باقیست ۱
بناتوانیم ای دوست جای رحم نبود
که شد اگر چه دلم خون هنوز جان باقیست ۲
مشوی روی من ای چشم خونفشان کاین گرد
بیادگارم از آن خاک آستان باقیست ۳
چه جای گریه بود مغتنم شمار ای چشم
غبار ره که ز دنبال کاروان باقیست ۴
که باز نقش سجودش بر آستان باقیست ۱
بناتوانیم ای دوست جای رحم نبود
که شد اگر چه دلم خون هنوز جان باقیست ۲
مشوی روی من ای چشم خونفشان کاین گرد
بیادگارم از آن خاک آستان باقیست ۳
چه جای گریه بود مغتنم شمار ای چشم
غبار ره که ز دنبال کاروان باقیست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - شمشیر تو چشمه ی حیات است
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.