هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او احساس میکند که عشقش به هلاکتش میانجامد، اما همچنان امیدوار است که معشوق به او توجه کند. شاعر از نالههای خود میترسد و نمیخواهد دیگران از رنجهایش باخبر شوند. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند، حتی اگر پس از مرگش باشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای ناشی از عشق نافرجام در این شعر مطرح شده است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۹۶ - نه دست من همین بهر هلاکم دامنت گیرد
نه دست من همین بهر هلاکم دامنت گیرد
بسد امید اگر آیی بخاکم دامنت گیرد ۱
از آن ناله که میترسم مرا با ذوق بیدادت
چو بیند دیگری بعد از هلاکم دامنت گیرد ۲
مده چاک گریبان در کف آلوده دامانان
که دست عشق پاک از جیب چاکم دامنت گیرد ۳
دهی بر باد اگر خاکم ز دامانت غباری کم
که باشم من که دستی در هلاکم دامنت گیرد ۴
تو خرسندی که از قتلم زغم فارغ شدی من زین
که گر خود گردانگیزی زخاکم دامنت گیرد ۵
بسد امید اگر آیی بخاکم دامنت گیرد ۱
از آن ناله که میترسم مرا با ذوق بیدادت
چو بیند دیگری بعد از هلاکم دامنت گیرد ۲
مده چاک گریبان در کف آلوده دامانان
که دست عشق پاک از جیب چاکم دامنت گیرد ۳
دهی بر باد اگر خاکم ز دامانت غباری کم
که باشم من که دستی در هلاکم دامنت گیرد ۴
تو خرسندی که از قتلم زغم فارغ شدی من زین
که گر خود گردانگیزی زخاکم دامنت گیرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵ - دل از سر کویت هوس خانه ندارد
گوهر بعدی:شماره ۹۷ - اگر اینست غم عشق فزون خواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.