هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره‌ی بی‌اهمیتی وجود خود در جهان، وابستگی به شراب و عشق، و پرسش‌های فلسفی درباره‌ی هویت و سرنوشت است. شاعر خود را هیچ می‌داند و از زندگی و مرگ سخن می‌گوید، در حالی که به دوران گذشته و عشق خود اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین فلسفی، عرفانی و اشاره به مصرف شراب است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۹۵ - روزی که نبینند نشانی بجهانم

روزی که نبینند نشانی بجهانم
از خاک در میکده جویند نشانم

جانم بلب و جام لبالب ز شراب است
شاهد ببرم به که شهادت بزبانم

تا خاک وجودم بکجا باد کشاند
امروز که خاک قدم باده کشانم

از کنج خرابات بجایی نبرم رخت
گر خلد برین است که من باز برآنم

من چیستم از من چه گناهی چه ثوابی
نه در خورد و زخ نه سزاوار جنانم

پی پرده نهان است زهی روی نگارم
ناگفته عیان است زهی راز نهانم

من هیچم و از هیچ بجز، هیچ نیاید
گفتند چنین باشم و کردند چنانم

از من چه اقامت طلبی روز رحیلش
او میرود و میبرد از دست عنانم

یاران نشاطند ز دوران جهان شاد
من شاد بدوران شهنشاه جهانم
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - بیاد نیست جز انیم که من بیاد تو باشم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - تا چه گفتند که خاموش شدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.