هوش مصنوعی: این متن بیانگر احساسات عاشقانه و روحانی شاعر است که به وصال معشوق رسیده و از دردها رهایی یافته است. شاعر از توقعات دنیوی گذر کرده و به آرامش و سامان رسیده است. او از عشق و مستی و غزلخوانی سخن می‌گوید و به نیروی عشق اشاره می‌کند که بدون طی مسیر، به پایان رسیده است. همچنین، شاعر به حضور در آستان یزدان افتخار می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

شماره ۱۹۷ - از جان گذشته ایم و بجانان رسیده ایم

از جان گذشته ایم و بجانان رسیده ایم
از درد رسته ایم و بدرمان رسیده ایم

ما را بسر توقع سامان خویش نیست
کز سر گذشته ایم و بسامان رسیده ایم

رین ره ببوی طره ی مشکین دلفریب
مسکین و دلفکار و پریشان رسیده ایم

ناصح مگو ملامت شوریدگان عشق
نا خوانده ما نه بر سر این خوان رسیده ایم

از پیشگاه میکده تا بارگاه یار
سد بار بیش مست و غزلخوان رسیده ایم

تا تیغ خصم را سپر آرم ز جام دوست
ساقی بیار می که بمیدان رسیده ایم

نیروی عشق بین که در این دشت بی کران
گامی نرفته ایم و بپایان رسیده ایم

بر لمعه ی سراب روانند همرهان
زین ره که ما بچشمه ی حیوان رسیده ایم

بر چرخ و آفتاب بنازیم ما نشاط
کز آستان سایه ی یزدان رسیده ایم
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۶ - تا چه گفتند که خاموش شدیم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸ - منم کاکنون بعالم غم ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.