هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دوری از دربار و حامی قدرتمند خود (خاقان اکبر) شکایت می‌کند و وضعیت ناگوار خود را توصیف می‌نماید. او احساس می‌کند بدون حمایت خاقان، مانند ماهی بدون آب و سمندر بدون آتش است. در غیاب این حمایت، خود را بی‌ارزش، تهی و بی‌پناه می‌بیند و از نبود عشق، عقل، ثروت و موفقیت در زندگی خود می‌نالد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، مضامین آن مانند دوری از وطن، ناامیدی و جستجوی معنا ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و نامفهوم باشد.

شماره ۲۱۵ - تا در پناه درگه خاقان اکبریم

تا در پناه درگه خاقان اکبریم
در آب ماهییم و در آتش سمندریم

اکنون که مانده دور از آن خاک آستان
بی آب جویباری و بی شعله مجمریم

در مجمر مکاره چون مرغ با بزن
در حلقه ی مقاصد چون حلقه بر دریم

از ما بهیچ کار نبینی ظفر که ما
تا دور از رکاب خدیو مظفریم

بستان بی بهار و شبستان بی نگار
بازار بی متاع و خریدار بی زریم

مغز تهی ز عقل و دل بیخبر ز عشق
جام تهی زباده، نی بی نوا گریم
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - تمام عیبم و از عیب خویش بی خبرم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - دهر خرم از چه از عید کیان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.