هوش مصنوعی: شاعر در این متن از نگاه بد دیگران و آسیب‌های احتمالی آن می‌گوید و بیان می‌کند که خود را لایق توجه یا دشمنی نمی‌داند. او از عشق و رنج‌های آن سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که دیگران از او چیزی نمی‌خرند جز دل شکسته و جان نژند. شاعر همچنین از مصلحت‌اندیشی و دوری از درگیری می‌گوید و به یار خردمند توصیه می‌کند که از او بگذرد. در پایان، شاعر بیان می‌کند که خوشحالی یا غم او به تأیید یار بستگی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'دل خسته' و 'جان نژند' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۲۵۳ - ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی

ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی
گو بسازند نقابی و بسوزند سپندی

ما نه خود لایق تیریم و نه شایسته ی بندی
ور نه آن ابرو و آن طره کمان است و کمندی

لاف قوت مزن ای خواجه که از ما نخرد کس
جز دل خسته درین رسته و جز جان نژندی

لاف خصمی منت هست دریغا ز مصافی
تا بیازیم سنانی و بتازیم سمندی

بند بر لب نه و بگذر ز من ای یار خردمند
من که سد بند گسستم نپذیرم ز تو پندی

مصلحت حوی ز دوران نبرد کار بسامان
راحت آن یافت که اندیشه نبودش ز گزندی

هم نشاط از تو و هم غم چه غم ار شاد نباشم
بجهان خرم از آنم که چنانم تو پسندی
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۲ - در همه کون و مکان نیست جز اینم هوسی
گوهر بعدی:شماره ۲۵۴ - تا بکی افزایش تن کاهش جان تا بکی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.