هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد دوری از معشوق و رنج هجران مینالد. او از دست دادن هوش و طاقت، غم و اندوه فراوان، و احساس پوچی و بیمعنایی در زندگی بدون معشوق سخن میگوید. شعر با تصاویری مانند باد هجران، شام غم، و آیینهی بیشعور، عمق درد و اندوه شاعر را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و اندوه و هجران نیاز به بلوغ عاطفی دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۱۷۲ - آه ازان روزی که گردیدم من از وصل تو دور
آه ازان روزی که گردیدم من از وصل تو دور
هوشم از سر رفت و طاقت از دل و از دیده نور ۱
باد هجران در بهار وصل یغما پیشه کرد
دولت دیدار را از این حشم آمد فطور ۲
بی دم صبح وصالت در پس شام غمم
سینه صد چاک من کی بی رخت دارد سرور؟! ۳
در درون دیده ام چون مردمک جا داشتی
گشته ام دور از تو چون مرآت عاری از شعور ۴
طغرل ایامی که بودم از دلارامم جدا
نظم کردم این غزل در قبر عیوب صبور ۵
هوشم از سر رفت و طاقت از دل و از دیده نور ۱
باد هجران در بهار وصل یغما پیشه کرد
دولت دیدار را از این حشم آمد فطور ۲
بی دم صبح وصالت در پس شام غمم
سینه صد چاک من کی بی رخت دارد سرور؟! ۳
در درون دیده ام چون مردمک جا داشتی
گشته ام دور از تو چون مرآت عاری از شعور ۴
طغرل ایامی که بودم از دلارامم جدا
نظم کردم این غزل در قبر عیوب صبور ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۱ - ای روی تو آفتاب خاور
گوهر بعدی:شماره ۱۷۳ - شب که با یاد رخت داشت دلم سوز و گداز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.