درباره طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل را برگزید. در غزل پیرو بیدل دهلوی و در قصیده پیرو انوری و خاقانی بود.
وی پس از پیروزی بولشویک‌ها به آن‌ها پیوست، اما پس از شکست عسکران سرخ از دسته مجاهدینی که آن زمان «باسمه‌چی» خوانده می‌شدند، مورد سوء ظن قرار گرفت و در سال ۱۹۱۹ میلادی در دادگاه صحرایی از سوی سربازان ارتش سرخ محاکمه و به اعدام محکوم شد.
شعر طغرل پیوند شعر نوی تاجیک پس از فروپاشی فئودالیسم با شعر کهن آن سامان است. علاوه بر دیوان اشعار دو کتاب «گیاه مهر» و «کاروان محبت» از وی به جا مانده است.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا شماره ۲ - ز عارض برقع افکندی، گشودی روی زیبا را شماره ۳ - حضور خویش خواهی جبر ما را شماره ۴ - اگر به گوشه چشمی نظر کنی ما را شماره ۵ - ماه من هر گه کشاید طره لبلاب را شماره ۶ - نزهت کویت برد رونق گلزار را شماره ۷ - شوخ من هر گه کشاید طره چون قیر را شماره ۸ - دارم هوای عشق تو عمریست بر سرا شماره ۹ - اگر اینست تندی توسن جولان شتابش را شماره ۱۰ - اگر اینست اکنون قدر رفعت آشنایش را شماره ۱۱ - نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را شماره ۱۲ - گر به عرض آرد تمنا حسرت ناکام را شماره ۱۳ - گر قضا با من نویسد محنت ایام را شماره ۱۴ - هر که را باشد نظر ترک قباپوش مرا شماره ۱۵ - بس که شهد مدعا حال نشد کام مرا شماره ۱۶ - تا عروج باده زد دستی گریبان مرا شماره ۱۷ - تا قضا کردست در قصر بلا بانی مرا شماره ۱۸ - اینست اگر ساز بم و زیر جهان را شماره ۱۹ - اگر هوشم کند چون شانه در زلفش شبیخون را شماره ۲۰ - آفرین شست خدنگ چشم زهگیر تو را شماره ۲۱ - عرض حاجت می کند دل خسرو ناز تو را، شماره ۲۲ - هر که نوشد از قضا گر جام مشحون تو را شماره ۲۳ - تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را شماره ۲۴ - هر که در دشت جنون بیند من دیوانه را شماره ۲۵ - تا ز عکس خویش کردی سرفراز آئینه را شماره ۲۶ - برد زلفش گرو از مشکلم آسانی را شماره ۲۷ - نباشد ذوق راحت کام ارباب معانی را شماره ۲۸ - ندارد میل الفت وضع آزادی پسند ما شماره ۲۹ - بس که در کوه بلا همسنگ فرهادیم ما شماره ۳۰ - از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما شماره ۳۱ - تا به رخسار چو ماه او نظر داریم ما شماره ۳۲ - قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما شماره ۳۳ - بس که چون عنقا ز خاطرها فراموشیم ما شماره ۳۴ - هر کرا باشد گذر بر کلبه احزان ما شماره ۳۵ - چون نی گرفته ملک جهان را فغان ما شماره ۳۶ - هر که آمد به سوی خانه ما شماره ۳۷ - هر کس که رخ تو دید جانا شماره ۳۸ - ای ز موج طلعتت نظاره در گرداب ها شماره ۳۹ - گر خرامد آن پریرو جانب گلزارها شماره ۴۰ - عمرها شد می زنم در راه عشقش گام ها شماره ۴۱ - اگر اینست با خوبان عالم آشنائی ها شماره ۴۲ - ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی ها شماره ۴۳ - ای بهار ناز بهر زینت گل ها بیا! شماره ۴۴ - ای ز رخسار تو گل شرمنده در گلزارها شماره ۴۵ - سنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تاب شماره ۴۶ - شوخ بی باکی که کرده خانه مردم خراب شماره ۴۷ - می نماید بر لب جو عکس ماه من در آب شماره ۴۸ - ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب شماره ۴۹ - می برد لعل لب او نشئه از موج شراب شماره ۵۰ - اگر چه دورم از نظاره رخسار یار امشب شماره ۵۱ - هر کس که گل چید از گلشن شب شماره ۵۲ - می رسد از ناله بر گردون لوای عندلیب شماره ۵۳ - نغمه عشاق باشد در نوای عندلیب شماره ۵۴ - حنا از خون مردم بسته دستت شماره ۵۵ - زهی آئینه را حیرت خیال عکس تصویرت شماره ۵۶ - حیات طغرل از عشق حبیب است شماره ۵۷ - اگر دل محو آن رخسار زیباست شماره ۵۸ - هر کرا شوخ پری رخسار است شماره ۵۹ - حزین منشین که نوروز بهار است شماره ۶۰ - آنکه تسلیم سجود خاک پایش شد سر است شماره ۶۱ - تا نهال قامت اورا صنوبر چاکر است شماره ۶۲ - تا زیر و بم نغمه مضراب تو ساز است شماره ۶۳ - حیا پیراهن اندام ناز است شماره ۶۴ - تا زلف تو در خرمن گل غالیه بیز است شماره ۶۵ - چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است شماره ۶۶ - خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست شماره ۶۷ - هر لحظه به دل از مژه ات زخم خدنگ است شماره ۶۸ - جز عشق به عالم همه اوهام خیال است شماره ۶۹ - گر چه رنگ و بو دلیل و شاهد روی گل است شماره ۷۰ - رفتن هوش از سرم تا ساربان محمل است شماره ۷۱ - در کشور ملاحت شاهی تو را تمام است شماره ۷۲ - بس که هستی همه سامان وجود عدم است شماره ۷۳ - فرصت عهد جهان از صبح هستی یک دم است شماره ۷۴ - رندیم ما و بوقلمونی شعار ماست شماره ۷۵ - تا درین وادی غبار ما به دامان آشناست شماره ۷۶ - نغمه قانون هستی ساز مضراب فناست شماره ۷۷ - شور دریای محبت موجی از آب من است شماره ۷۸ - عقیق از حسرت لعل تو خون است شماره ۷۹ - تیری که از کمان نگاه تو جسته است شماره ۸۰ - دلبرم پر پر جفا افتاده است شماره ۸۱ - یکسر شرار عشقم و آهم زبانه است شماره ۸۲ - بس که بی رنگی درین گلشن دلیل رنگ اوست شماره ۸۳ - باده رندان را شراب کوثریست شماره ۸۴ - سرشکم دانه بی حاصل کیست؟! شماره ۸۵ - قامت دلجوی او سرو گلستان کیست؟! شماره ۸۶ - سرخط مشق جنون زلف پریشان کیست؟! شماره ۸۷ - رخش امشب چراغ خانه کیست؟! شماره ۸۸ - هیچ در ملک جهان چون او پری رخسار نیست شماره ۸۹ - در طریق عشق کس را رهبری در کار نیست شماره ۹۰ - بس که در قصر جهان آبادی از معمار نیست شماره ۹۱ - حاجت من در دو عالم جز گل روی تو نیست شماره ۹۲ - ساقیا باده ده بهار گذشت شماره ۹۳ - سرو نازش هر طرف با قامت دلجو گذشت شماره ۹۴ - شب که در دل عکس خورشید رخ او جا گرفت شماره ۹۵ - آمد و در پیش من از ناز جولان کرد و رفت شماره ۹۶ - سرو من باز آ که تا سرو خرامان بینمت شماره ۹۷ - پریشان جعد سنبل از سر زلف سمنسایت شماره ۹۸ - می کنم جان در غم او کندن جانم عبث شماره ۹۹ - چاک است گویا پیراهن صبح شماره ۱۰۰ - هر کس که باشد همخانه صبح شماره ۱۰۱ - گر چه در میخانه بر لب خنده ها دارد قدح شماره ۱۰۲ - باز از رنگ حنا شد پنجه دلدار سرخ شماره ۱۰۳ - تا خیال ابرویش کردم سرم آمد به یاد شماره ۱۰۴ - اگر شمع دلیل الفت ما رهنما گردد شماره ۱۰۵ - ندانم ساغر عشرت کرا سرشار می گردد شماره ۱۰۶ - اگر آئینه بر روی تو عرض مدعا دارد شماره ۱۰۷ - بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد شماره ۱۰۸ - غبار سرمه تا در خانه چشمش وطن دارد شماره ۱۰۹ - تا کلک صنع چشم تو سرمشق ناز کرد شماره ۱۱۰ - آتش عشق که خاکم تحفه بر باد آورد شماره ۱۱۱ - رنگ رخسار تو از رخسار گل ننگ آورد شماره ۱۱۲ - مانی چین نقش مطبوع تو در چین آورد شماره ۱۱۳ - غنچه از لعل تو سبق گیرد شماره ۱۱۴ - شهاب آسا نگاهم از سپهر دیده می تازد شماره ۱۱۵ - زلف مشکین تا به دور ماه رویش هاله زد شماره ۱۱۶ - مرا از عالم و آدم غم عشق تو بس باشد شماره ۱۱۷ - مرا عشق تو تا سرمایه دنیا و دین باشد شماره ۱۱۸ - هر کرا زلف عنبرین باشد شماره ۱۱۹ - هر کرا دل محو آن آئینه رخسار شد شماره ۱۲۰ - هر کرا چشم تو صهبا می کشد شماره ۱۲۱ - از تبسم لعل او تا نشئه از مل می کشد شماره ۱۲۲ - تا کمند زلف او صد دل به یک مو می کشد شماره ۱۲۳ - کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد شماره ۱۲۴ - آه از دور فلک یک لحظه بر کامم نشد شماره ۱۲۵ - ماه سیم اندام من هر چند عالی جاه شد شماره ۱۲۶ - ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد شماره ۱۲۷ - تا نزاکت زان خرام قد دلجو می چکد شماره ۱۲۸ - به اوج دلبری روی تو تا ماه تمام آمد شماره ۱۲۹ - شبی در خاطرم زلف تو آمد شماره ۱۳۰ - خوبرویان شیوه حیرت شعارم کرده اند شماره ۱۳۱ - مهر عشقش در ازل خط جبینم کرده اند شماره ۱۳۲ - شبنم عرض ادب از چشم حیران ریختند شماره ۱۳۳ - ساغر عیش ابد گر چه به دستم دادند شماره ۱۳۴ - از نگه تیری به جانم آن کمان ابرو زند شماره ۱۳۵ - هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو می زند شماره ۱۳۶ - عشق را حسن تو قانون دگر پیدا کند شماره ۱۳۷ - عنبر زلف کژت بازار عنبر بشکند شماره ۱۳۸ - باده عشق تو در هر دل اگر جوش کند شماره ۱۳۹ - رنگ و بوی باغ حسنت در چمن شور افکند شماره ۱۴۰ - غنچه را لعل لبت دلخون کند شماره ۱۴۱ - ارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند شماره ۱۴۲ - یار به من باز جفا می کند شماره ۱۴۳ - غمزه مردم شکارت غارت جان می کند شماره ۱۴۴ - عارض چون ماهش از برقع نمایان می کند شماره ۱۴۵ - دل به طاق ابروی او می پرستی می کند شماره ۱۴۶ - پرتو آئینه ام حیرتبیانی می کند شماره ۱۴۷ - تا قماش حسن او را کاروان از ناز بود شماره ۱۴۸ - هر کجا شوق توام ساغر کش آمال بود شماره ۱۴۹ - یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بود شماره ۱۵۰ - صبح صادق از طلوع معنی ام آگاه بود شماره ۱۵۱ - سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود شماره ۱۵۲ - بود آن روز که چشمم به رخت باز شود شماره ۱۵۳ - تا شعاع مهر از جیب تو روشن می شود شماره ۱۵۴ - زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد شماره ۱۵۵ - نرگس مست تو آلوی هراتم ندهد شماره ۱۵۶ - ز جوش اشک در آبم گهربار اینچنین باید شماره ۱۵۷ - بیا ای دل که نیرنگ و فسونت پر به کار آید شماره ۱۵۸ - ای نگاه شفقت آمیزت مرا از جان لذید شماره ۱۵۹ - هر کجا گر گردبادی حلقه می سازد غبار شماره ۱۶۰ - در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار شماره ۱۶۱ - کس نباشد به سیر این گلزار شماره ۱۶۲ - بس که اندر باغ از جنت اثر دارد بهار شماره ۱۶۳ - آنقدر دارد صفا آئینه رخسار یار شماره ۱۶۴ - تا شنیدم از صبا افسانه های زلف یار شماره ۱۶۵ - پرده صبح نگه را بر رخ دلدار در شماره ۱۶۶ - در حریم یار گر آری گذر شماره ۱۶۷ - ای غنچه دهن لب تو شکر شماره ۱۶۸ - باز جانم شد فدای چشم خمار دگر شماره ۱۶۹ - تا خیال صورتش شد دیده ام را جلوه گر شماره ۱۷۰ - ای خرام ناز تو چون جلوه طاووس نر شماره ۱۷۱ - ای روی تو آفتاب خاور شماره ۱۷۲ - آه ازان روزی که گردیدم من از وصل تو دور شماره ۱۷۳ - شب که با یاد رخت داشت دلم سوز و گداز شماره ۱۷۴ - قامتم خم گشت آخر از غم بالای ناز شماره ۱۷۵ - گر چه در راه محبت در تک و تازم هنوز شماره ۱۷۶ - بس که از زلف تو من خاطر پریشانم هنوز شماره ۱۷۷ - رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز شماره ۱۷۸ - در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز شماره ۱۷۹ - ای عارض گلگون تو از باده گهر ریز شماره ۱۸۰ - هر چه جز عشقش مرا عار است و بس شماره ۱۸۱ - از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس شماره ۱۸۲ - بر رخش آئینه را یک چشم حیران است و بس شماره ۱۸۳ - با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس شماره ۱۸۴ - آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس شماره ۱۸۵ - می روم از خویش هر ساعت ز دنبال نفس شماره ۱۸۶ - یک نگاه از چشم مخمورش تو را باشد هوس شماره ۱۸۷ - ز خون دیده من نامه به یار نویس شماره ۱۸۸ - گر زیان ظاهر نمائی در خیال سود باش شماره ۱۸۹ - گر نه ای صندل برو درد سر خمار باش شماره ۱۹۰ - چند روزی بر بنای طاق غم معمار باش شماره ۱۹۱ - بنای عشق گرت هست خانه ویران باش شماره ۱۹۲ - هر که را باشد چو من گر شوخ سیمین غبغبش شماره ۱۹۳ - شهادت بسملم از یک نگاه چشم مستستش شماره ۱۹۴ - ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادش شماره ۱۹۵ - اگر بر قاصد نظاره بخشد رخصت بارش شماره ۱۹۶ - هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برش شماره ۱۹۷ - ندانم گرمی خونی که دارد رنگ تأثیرش شماره ۱۹۸ - چه خاصیت بود یارب نصیب چشم زهگیرش شماره ۱۹۹ - هر کس که پر از باده عشق است ایاغش شماره ۲۰۰ - بتی دارم که چتر مهر باشد زیب اورنگش شماره ۲۰۱ - دمد صبح امید من اگر از شام هجرانش شماره ۲۰۲ - چه امکان است گردد از دلم بیرون تمنایش شماره ۲۰۳ - می کند نظاره تا بر روی آن تنناز رقص شماره ۲۰۴ - تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط شماره ۲۰۵ - گر نه ای بلبل تو را از صحبت گل ها چه حظ؟! شماره ۲۰۶ - بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟! شماره ۲۰۷ - هر کس که دارد یک دلبر فیض شماره ۲۰۸ - تا شد از کتم عدم در ملک هستی بود شمع شماره ۲۰۹ - بس که شب تا روز از غم گریه ها دارد چراغ شماره ۲۱۰ - از کمال روشنی در دیده شد جای چراغ شماره ۲۱۱ - ای به خوبی در میان خوبرویان معترف شماره ۲۱۲ - یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف شماره ۲۱۳ - ای شوخ پریوشان آفاق شماره ۲۱۴ - ای لعل لب تو جان عاشق شماره ۲۱۵ - دارد چمن ز رونق فصل بهار رنگ شماره ۲۱۶ - اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگ شماره ۲۱۷ - حافظت از چشم بد بادا خداوند تعال شماره ۲۱۸ - مرا شوریست بر سر از غم دل شماره ۲۱۹ - بلند است از فلک مأوای بیدل شماره ۲۲۰ - خوشا روزی که از مضمون طغرل شماره ۲۲۱ - عالمی از روی او دارد گلستان در بغل شماره ۲۲۲ - ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل شماره ۲۲۳ - ای نرگس مستت چمن آرای تغافل شماره ۲۲۴ - لبت لعل و قدت طوبی رخت گل شماره ۲۲۵ - گر کسی چیند ز باغ عارضت یکبار گل شماره ۲۲۶ - بس که آوردست نخل قامت دلدار گل شماره ۲۲۷ - ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل شماره ۲۲۸ - در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل شماره ۲۲۹ - تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته ام شماره ۲۳۰ - بشنود بلبل اگر اندر گلستان ناله ام شماره ۲۳۱ - بر نمی آید برون از سینه آسان ناله ام شماره ۲۳۲ - کاش در بزم ادب من دلبری می داشتم شماره ۲۳۳ - طرب پیمای عشقم خاکساریهاست معراجم شماره ۲۳۴ - ازان روزی که من در حلقه زلف تو افتادم شماره ۲۳۵ - خجالت مایه ام وضع پریشانیست بنیادم شماره ۲۳۶ - کتاب عشق می خوانم کنون فهم سبق کردم شماره ۲۳۷ - به مضراب دگر قانون عشقت ساز می کردم شماره ۲۳۸ - صفحه دل را ز موج باده تا مستر زدم شماره ۲۳۹ - فروزد شمع رخسارش اگر در کلبه تارم شماره ۲۴۰ - نوبهار ایجادم رونق حمل دارم شماره ۲۴۱ - بنما رخ چو ماهت که ز دل برد قرارم شماره ۲۴۲ - حجاب از رخ فکن دلبر که زارم شماره ۲۴۳ - ای نهال قامتت نخل گلستان ارم شماره ۲۴۴ - وه که محرم در حریمش غیر و من اندر درم شماره ۲۴۵ - ز معمار خرابی بس که همچون گنج معمورم شماره ۲۴۶ - ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم شماره ۲۴۷ - بساط هستی خود را به راهت خاک می سازم شماره ۲۴۸ - به عالم خویش را از بی خودی افسانه می سازم شماره ۲۴۹ - ادب سرمایه عشقم مپرس از شوخی نازم شماره ۲۵۰ - هر گه ز ناز خندد آن جوهر تبسم شماره ۲۵۱ - حدیث زلف او خواهم خطی از هاله بنویسم شماره ۲۵۲ - چو می از آتش شوق وصال یار در جوشم شماره ۲۵۳ - گرفتار کمند آن خم زلف بناگوشم شماره ۲۵۴ - ندانم شمع رخسار که روشن شد ز آمالم شماره ۲۵۵ - نشئه از میخانه تحقیق می خواهد دلم شماره ۲۵۶ - آبله شد سد ره منزلم شماره ۲۵۷ - ندانم نشئه از پیمانه چشم که در جامم شماره ۲۵۸ - نباشد جز حساب غم به جدول خط تقویمم شماره ۲۵۹ - ناله همان به که ز دل سر کنم شماره ۲۶۰ - چو گل زین باغ یک دل غرق خونم شماره ۲۶۱ - بیا ای باعث شور جنونم شماره ۲۶۲ - عشق تو بلای جان و دینم شماره ۲۶۳ - من از ساقی برای دفع غم توقیر می خواهم شماره ۲۶۴ - عارضت آفتاب می گویم شماره ۲۶۵ - تا نگه از چشم حیران کرده ایم شماره ۲۶۶ - حلاوت در دلم از عشق جانان شماره ۲۶۷ - مرحبا ای دلبر سیمین تن سیمین بدن شماره ۲۶۸ - زیر بار عشق تو قدم دو تا خواهد شدن شماره ۲۶۹ - در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن شماره ۲۷۰ - با برگ رخسار گلت ای گلبدن خوارم مکن! شماره ۲۷۱ - ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کن شماره ۲۷۲ - سواد سرمه شام است در چشم نگار من شماره ۲۷۳ - تا کشد از رخ نقاب آن ماه سیمین ساق من شماره ۲۷۴ - آه از جوش صفای طبع معنی زای من شماره ۲۷۵ - تاب رخت ندارد خورشید طاق گردون شماره ۲۷۶ - شوخ شهر آشوب من گر بی حجاب آید برون شماره ۲۷۷ - به یاد خنده آن لعل میگون شماره ۲۷۸ - بتی دارم که صد میخانه باشد در کنار او شماره ۲۷۹ - قدر مسیحا برد لعل سخندان او شماره ۲۸۰ - شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او شماره ۲۸۱ - سرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او شماره ۲۸۲ - برد دلم را ز ره زلف سمنسای او شماره ۲۸۳ - ماه تمام من که منم مستمند تو شماره ۲۸۴ - دلبرم را هست گویا سیر صحرا آرزو شماره ۲۸۵ - از قامت بلندت قمری به لحن کوکو شماره ۲۸۶ - دل پیش تو کشف راز کرده شماره ۲۸۷ - ای عشق بلای جان شدستی شماره ۲۸۸ - ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟! شماره ۲۸۹ - یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی شماره ۲۹۰ - آن روز وعده تو سرآمد نیامدی شماره ۲۹۱ - عارضت خورشید اوج دلبری شماره ۲۹۲ - با لب لعل تو طوطی نکند هم سخنی شماره ۲۹۳ - ای فلک داد از جفایت در چه حالم کرده ای؟!