هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، حالات عاشقانه و دلباختگی شاعر را بیان میکند. شاعر از عشق و فراق سخن میگوید و از دردها و رنجهای عشق با زبانی پراحساس و شاعرانه یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۲۱ - عالمی از روی او دارد گلستان در بغل
عالمی از روی او دارد گلستان در بغل
بر رخش نظاره را باشد چراغان در بغل ۱
از سواد جعد زلفش هر زمان بر لوح دل
نسخه آشفته ای دارم پریشان در بغل ۲
توشه لخت جگر کافی بود عشاق را
می روم در راه عشقش بی لب نان در بغل ۳
کوهکنوش کوه دل کن لفظ شیرین بایدت
شاهد معنی نآید با تو آسان در بغل! ۴
اعتبارات جهان از جوش تمکین دل است
موج گوهر را بود دائم گریبان در بغل ۵
صاف طبعان محو اظهارند در عرض ادب
جوهر از آئینه دارد چشم حیران در بغل ۶
آنقدر دوش از غمش از دیده باریدم گهر
طفل اشکم می رود امروز طوفان در بغل ۷
همچو بلبل روز و شب با ناله دارم الفتی
کز فراق او مرا باشد نیستان در بغل ۸
پهلوی عشاق باشد گرم در بازار غم
زاهد از افسردگی دارد زمستان در بغل ۹
هر زمان طغرل کنون ز ندیشه حاصل کرده ام
از خیال باد زلفش صد شبستان در بغل ۱۰
بر رخش نظاره را باشد چراغان در بغل ۱
از سواد جعد زلفش هر زمان بر لوح دل
نسخه آشفته ای دارم پریشان در بغل ۲
توشه لخت جگر کافی بود عشاق را
می روم در راه عشقش بی لب نان در بغل ۳
کوهکنوش کوه دل کن لفظ شیرین بایدت
شاهد معنی نآید با تو آسان در بغل! ۴
اعتبارات جهان از جوش تمکین دل است
موج گوهر را بود دائم گریبان در بغل ۵
صاف طبعان محو اظهارند در عرض ادب
جوهر از آئینه دارد چشم حیران در بغل ۶
آنقدر دوش از غمش از دیده باریدم گهر
طفل اشکم می رود امروز طوفان در بغل ۷
همچو بلبل روز و شب با ناله دارم الفتی
کز فراق او مرا باشد نیستان در بغل ۸
پهلوی عشاق باشد گرم در بازار غم
زاهد از افسردگی دارد زمستان در بغل ۹
هر زمان طغرل کنون ز ندیشه حاصل کرده ام
از خیال باد زلفش صد شبستان در بغل ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۰ - خوشا روزی که از مضمون طغرل
گوهر بعدی:شماره ۲۲۲ - ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.