هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، حالات عاشقانه و شیدایی را بیان میکند. شاعر از تغافل (بیاعتنایی) معشوق شکایت دارد و از عشق نافرجام و درد دوری میگوید. او با توصیف چشمان معشوق و تأثیر آن بر دلش، احساسات خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۲۳ - ای نرگس مستت چمن آرای تغافل
ای نرگس مستت چمن آرای تغافل
بازار تو گرم است ز سودای تغافل ۱
در سرمه چو بخت سیه ما همه اکنون
خوابیده مگر فتنه و غوغای تغافل؟! ۲
غفلت اثر شوق بود غنچه لعلت
خون گشت دل ما به تمنای تغافل ۳
جان در طلبت داده به امید نگاهی
آخر شدم از چشم تو رسوای تغافل! ۴
یک جرعه ای از باده شوق تو مرا بس
در انجمن ناز ز مینای تغافل ۵
شوریست ز کیفیت میخانه چشمت
حیرانم ازین مستی صهبای تغافل ۶
در بادیه عشق دویدیم و ندیدیم
جز چشم تو نخچیر به صحرای تغافل ۷
با مصلحت عشق به گلزار جمالش
چشمی بگشا بهر تماشای تغافل ۸
از وصل تو محروم من از طالع پستم
از ناز بلندست مگر جای تغافل؟! ۹
ای همنفسان خار ره عشق برارید
با سوزن مژگان من از پای تغافل ۱۰
طغرل چه خوش است موجه دریای معانی
من کشته تمکینم و رسوای تغافل ۱۱
بازار تو گرم است ز سودای تغافل ۱
در سرمه چو بخت سیه ما همه اکنون
خوابیده مگر فتنه و غوغای تغافل؟! ۲
غفلت اثر شوق بود غنچه لعلت
خون گشت دل ما به تمنای تغافل ۳
جان در طلبت داده به امید نگاهی
آخر شدم از چشم تو رسوای تغافل! ۴
یک جرعه ای از باده شوق تو مرا بس
در انجمن ناز ز مینای تغافل ۵
شوریست ز کیفیت میخانه چشمت
حیرانم ازین مستی صهبای تغافل ۶
در بادیه عشق دویدیم و ندیدیم
جز چشم تو نخچیر به صحرای تغافل ۷
با مصلحت عشق به گلزار جمالش
چشمی بگشا بهر تماشای تغافل ۸
از وصل تو محروم من از طالع پستم
از ناز بلندست مگر جای تغافل؟! ۹
ای همنفسان خار ره عشق برارید
با سوزن مژگان من از پای تغافل ۱۰
طغرل چه خوش است موجه دریای معانی
من کشته تمکینم و رسوای تغافل ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - ای از بهار عارضت نظاره را جان در بغل
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - لبت لعل و قدت طوبی رخت گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.