خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از از دست دادن دل و صبر خود میگوید و عشق به معشوق را بیان میکند. او از رنج هجران و ناامیدی از زندگی سخن میگوید و اشکهایش را بیثمر میداند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارند.
شماره ۱۴ - آن دل که جو جانش داشتم نیست
آن دل که جو جانش داشتم نیست
صبری که بر او گماشتم نیست ۱
زلف تو ز درج سینه دل بربود
لابد چو نگه نداشتم نیست ۲
باری دل تو نگاهدارم
کآن نقش کز او نگاشتم نیست ۳
چون شمع به جز ز سوز هجرت
امید حیات چاشتم نیست ۴
باران سرشک من هبا شد
کآن تخم امل که کاشتم نیست ۵
در دامنم آن سرشک چون در
کز دیده فرو گذاشتم نیست ۶
صبری که بر او گماشتم نیست ۱
زلف تو ز درج سینه دل بربود
لابد چو نگه نداشتم نیست ۲
باری دل تو نگاهدارم
کآن نقش کز او نگاشتم نیست ۳
چون شمع به جز ز سوز هجرت
امید حیات چاشتم نیست ۴
باران سرشک من هبا شد
کآن تخم امل که کاشتم نیست ۵
در دامنم آن سرشک چون در
کز دیده فرو گذاشتم نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - دم فروکش دلا که همدم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - یا جانم ازین قالب دلگیر برآرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.