هوش مصنوعی:
شاعر از از دست دادن دل و صبر خود میگوید و عشق به معشوق را بیان میکند. او از رنج هجران و ناامیدی از زندگی سخن میگوید و اشکهایش را بیثمر میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارند.
شماره ۱۴ - آن دل که جو جانش داشتم نیست
آن دل که جو جانش داشتم نیست
صبری که بر او گماشتم نیست ۱
زلف تو ز درج سینه دل بربود
لابد چو نگه نداشتم نیست ۲
باری دل تو نگاهدارم
کآن نقش کز او نگاشتم نیست ۳
چون شمع به جز ز سوز هجرت
امید حیات چاشتم نیست ۴
باران سرشک من هبا شد
کآن تخم امل که کاشتم نیست ۵
در دامنم آن سرشک چون در
کز دیده فرو گذاشتم نیست ۶
صبری که بر او گماشتم نیست ۱
زلف تو ز درج سینه دل بربود
لابد چو نگه نداشتم نیست ۲
باری دل تو نگاهدارم
کآن نقش کز او نگاشتم نیست ۳
چون شمع به جز ز سوز هجرت
امید حیات چاشتم نیست ۴
باران سرشک من هبا شد
کآن تخم امل که کاشتم نیست ۵
در دامنم آن سرشک چون در
کز دیده فرو گذاشتم نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - دم فروکش دلا که همدم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - یا جانم ازین قالب دلگیر برآرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.