خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که درد و رنج عشق و فراق را بیان میکند. شاعر از ناتوانی خود در بیان احساساتش میگوید و از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که حتی توبه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۲۹ - درد عشقت ز جان توان پرسید
درد عشقت ز جان توان پرسید
رازت ازدل نهان توان پرسید ۱
هر کجا فرقت تو سایه فکند
حال جان زان جهان توان پرسید ۲
در زمینی که عشق تو پی برد
توبه را زآسمان توان پرسید ۳
اثرش بی نشان توانم دید
خبرش بی زبان توان پرسید ۴
آن توانائیی که عشق تراست
زین دل ناتوان توان پرسید ۵
ناله های مرا چه پرسی حال
از دل آنرا بیان توان پرسید ۶
در ره ارچه درای می نالد
رنجش از کاروان توان پرسید ۷
رازت ازدل نهان توان پرسید ۱
هر کجا فرقت تو سایه فکند
حال جان زان جهان توان پرسید ۲
در زمینی که عشق تو پی برد
توبه را زآسمان توان پرسید ۳
اثرش بی نشان توانم دید
خبرش بی زبان توان پرسید ۴
آن توانائیی که عشق تراست
زین دل ناتوان توان پرسید ۵
ناله های مرا چه پرسی حال
از دل آنرا بیان توان پرسید ۶
در ره ارچه درای می نالد
رنجش از کاروان توان پرسید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - نیست روزی که مرا از تو جفائی نرسد
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - مژده که جان نازنین باردگر به تن رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.