هوش مصنوعی:
این شعر از سراج الدین غصنی بیانگر نبودن افراد با فضیلت و معنویت در زمانهٔ حاضر است. شاعر از کمتوجهی و بیعنایتی مردم به ارزشهای اخلاقی و معنوی شکایت دارد و اشاره میکند که شهر پر از شایعات و بیاساسگویی شده است. او همچنین به فضیلت و دانش خود اشاره کرده و میگوید که دانش او مانند نور الهی است و از ماه تا ماهی (همهجا) مشهور است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و تمثیلی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۶ - در عهد سخات کس نگوید
در عهد سخات کس نگوید
کآوازه حاتمی و معنی ست ۱
کس نیست در این زمانه امروز
کورا به عنایتت طمع نیست ۲
درذمت همت تو فرض است
دلداری هر که زاهل معنی ست ۳
از تو ما را شکایتی ست لطیف
وان نه از تست از زمانه ماست ۴
این چه می بود کم فرستادی
که همه شهر پرفسانه ماست ۵
اگر آن را شراب باید خواند
چاه ما پس شرابخانه ماست ۶
سراج الدین غصنی دام فضله
چراغی نیست بل نور الهیست ۷
ز مه تا ماهی او را مستفیدند
که صیت فضلش از مه تا به ماهیست ۸
کآوازه حاتمی و معنی ست ۱
کس نیست در این زمانه امروز
کورا به عنایتت طمع نیست ۲
درذمت همت تو فرض است
دلداری هر که زاهل معنی ست ۳
از تو ما را شکایتی ست لطیف
وان نه از تست از زمانه ماست ۴
این چه می بود کم فرستادی
که همه شهر پرفسانه ماست ۵
اگر آن را شراب باید خواند
چاه ما پس شرابخانه ماست ۶
سراج الدین غصنی دام فضله
چراغی نیست بل نور الهیست ۷
ز مه تا ماهی او را مستفیدند
که صیت فضلش از مه تا به ماهیست ۸
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - سه روز رفت کز آسیب مرگ آن دلبر
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - ای بحر براعت که ضمیر تو جهان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.