خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد عشق و گریههایش میگوید که پردههای راز را میدرند و اکنون با گذشت زمان، دردها بر سر او میگذرد.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۱۳ - ترسم که به گریه دیده آبم ببرد
ترسم که به گریه دیده آبم ببرد
وین پرده راز عشق بر من بدرد ۱
تا آب گذشت زیر که سهل گذشت
آوخ که کنون بر سر که می گذرد ۲
وین پرده راز عشق بر من بدرد ۱
تا آب گذشت زیر که سهل گذشت
آوخ که کنون بر سر که می گذرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۲ - دلدار ز سینه زنگ غم می سترد
گوهر بعدی:شماره ۳۱۴ - چون بر دل موری ز تو ننشیند گرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.