هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از غم و اندوه عمیق در فقدان شمس (خورشید) سخن میگوید. عناصر طبیعت مانند شفق، ماه، زهره (ونوس)، شب و صبح، همگی در این سوگ شرکت کردهاند و هر یک به شیوهای عزاداری میکنند. شفق خون میچکاند، ماه صورتش را سیاه میکند، زهره موهایش را میکند، شب لباس سیاه میپوشد و صبح با نفسی سرد گریبان میدراند.
رده سنی:
15+
این متن دارای مضامین غمانگیز و پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۴۳ - در ماتم شمس از شفق خون بچکید
در ماتم شمس از شفق خون بچکید
مه چهره بکند و زهره گیسو ببرید ۱
شب جامه سیه کرد ازین ماتم و صبح
برزد نفس سرد و گریبان بدرید ۲
مه چهره بکند و زهره گیسو ببرید ۱
شب جامه سیه کرد ازین ماتم و صبح
برزد نفس سرد و گریبان بدرید ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۲ - گر دون ز تو هیچ راز مستور ندید
گوهر بعدی:شماره ۴۴۴ - دیدمش خوی از گل ترش می بارید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.