هوش مصنوعی: شاعر از درد فراق و دوری از معشوق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که دلش از این دوری خون شده است. او از معشوق می‌خواهد که او را در چنگال فراق نیندازد، زیرا تحمل این درد را ندارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

شماره ۵۰۸ - جانا رخ من زرد شدا ز گرد فراق

جانا رخ من زرد شدا ز گرد فراق
بی روی تو خون شد دلم از درد فراق ۱

زنهار نه در کف فراقم فکنی
از بهر خدا که نیستم مرد فراق ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۰۷ - از آتش دل شدم شب افروز چو شمع
گوهر بعدی:شماره ۵۰۹ - خون کرد دلم را چو دل لاله فراق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.