هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از فراق یار خود رنج میبرد. او از روزگار سیاه و عشق نافرجام خود شکایت دارد و احساس میکند که مانند غباری در باد پراکنده شده است. شاعر با تصاویر زیبا و احساسی، عمق درد خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۲۱ - دل داد دامن از کف تا زلف یار خود را
دل داد دامن از کف تا زلف یار خود را
هم روز ما سیه کرد هم روزگار خود را ۱
چون صید دیده صیاد گیرد دلم طپیدن
هرجا که بینم از دور عاشق شکار خود را ۲
کس برنداشت هرگز چون نقش پا ز خاکم
بر باد دادم آخر مشت غبار خود را ۳
از سوز دل چنانم سرگرم در ته خاک
کز آه بر فروزم شمع مزار خود را ۴
این بار از فراقت بیرون نمیبرد جان
مشتاق یافت ز آغاز انجام کار خود را ۵
هم روز ما سیه کرد هم روزگار خود را ۱
چون صید دیده صیاد گیرد دلم طپیدن
هرجا که بینم از دور عاشق شکار خود را ۲
کس برنداشت هرگز چون نقش پا ز خاکم
بر باد دادم آخر مشت غبار خود را ۳
از سوز دل چنانم سرگرم در ته خاک
کز آه بر فروزم شمع مزار خود را ۴
این بار از فراقت بیرون نمیبرد جان
مشتاق یافت ز آغاز انجام کار خود را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - تو و از ناز سرگرانیها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.