هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از درد و رنجی که از عشق و جفای معشوق متحمل شده است، سخن میگوید. او بیان میکند که چگونه افراد از کوی غم او با سینهای رنجدیده و پریشان خارج شدهاند و در پاسخ به پرسش معشوق درباره چگونگی رفتن آنها، توضیح میدهد که آنها جمع شده بودند اما پریشان رفتند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۹ - از کوی غم تو سینه ریشان رفتند
از کوی غم تو سینه ریشان رفتند
یک یک ز جفای جورکیشان رفتند ۱
گفتی که بگو چگونه ایشان رفتند
جمع آمده بودند پریشان رفتند ۲
یک یک ز جفای جورکیشان رفتند ۱
گفتی که بگو چگونه ایشان رفتند
جمع آمده بودند پریشان رفتند ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - نه تاج و نه تخت و نه نگین خواهد ماند
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - روزی که به کوی میفروشان بردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.