هوش مصنوعی: شاعر از نابرابری‌های زندگی شکایت دارد و خود را در مقایسه با دیگران محروم و در رنج می‌بیند. او از این که سهم او از زندگی خار است و نه خرما، گلایه می‌کند و احساس می‌کند که مانند خورشید، گرما نصیب او شده است، در حالی که دیگران طلا به دست می‌آورند.
رده سنی: 15+ متن دارای مفاهیم انتزاعی و عمیق اجتماعی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

شماره ۱۷ - ز روزگار مرا خار هست و خرما نیست

ز روزگار مرا خار هست و خرما نیست
مثل خطاست که گویند خار با خرماست ۱

ز خاک نزد فلک کمترم از خورشید
نصیب او همه زر و نصیب من گرماست ۲
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶ - ساقیا در جام من ریز آب رز
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - غم امروز جان من فرسود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.