درباره ادیب صابر
شرفالادباء شهابالدین ادیب صابر بن اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود.
اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت.
سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی در خوارزم ماند و اتسز را مدح گفت.
اتسز توطئهای برای قتل سنجر ترتیب داده بود. ادیب صابر از آن آگاه شد و سنجر را مطلع کرد و نقشهٔ اتسز باطل گردید. به همین دلیل اتسز دستور داد او را در رود جیحون غرق کردند.
آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - چون اشتیاق من به تو افزون ز شرح بود
شماره ۲ - خیال تو یک ساعت از چشم من
شماره ۳ - ز بخشندگان صحن عالم تهی شد
شماره ۴ - مویم سپید و نامه سیه ماند از گناه
شماره ۵ - همه از عشق زندگانی خویش
شماره ۶ - اهل عطا کسی است که فضلی بود در او
شماره ۷ - هرکه سعی بد کند در حق خلق
شماره ۸ - چرا تفاخر جویی بر این و آن به لقب
شماره ۹ - ننویسی جواب نامه من
شماره ۱۰ - جهانی منم بی نصیب از جهان
شماره ۱۱ - ای فلک قدری که شمس دین و دین دولتی
شماره ۱۲ - رئیس و سید شرق و خراسان
شماره ۱۳ - آرزومندی من خدمت و دیدار تو را
شماره ۱۴ - ای خسرو ملوک و جهان دار چیره دست
شماره ۱۵ - ای شرف دین حق و نصرت اسلام
شماره ۱۶ - ساقیا در جام من ریز آب رز
شماره ۱۷ - ز روزگار مرا خار هست و خرما نیست
شماره ۱۸ - غم امروز جان من فرسود
شماره ۱۹ - پیش پیری دلم حکایت کرد
شماره ۲۰ - حکیم ماست به حکمت ز جمله حکما
شماره ۲۱ - حق ببین و بگو به چشم و زبان
شماره ۲۲ - مدار بسته در خویش و تنگ بار مباش
شماره ۲۳ - هیچ شرف چون شرف علم نیست
شماره ۲۴ - اکنون که خصومات همه اهل زمانه
شماره ۲۵ - قدر مردم سفر پدید کند
شماره ۲۶ - هیچ نعمت چو زندگانی نیست
شماره ۲۷ - حرمت تو حسبی و نسبی است
شماره ۲۸ - تو را که فضل و هنر هست و بخت و دولت نیست
شماره ۲۹ - خبرت خفته می دهد دربان
شماره ۳۰ - یارب درخت عمر مرا بار و برگ ده
شماره ۳۱ - با هر آن دوست که گویم غم خویش
شماره ۳۲ - اگر چه هست جان اندر تن ما
شماره ۳۳ - به وفات تو مال تو ببرند
شماره ۳۴ - به چرخ و کرخ رسیدم ز لفظ نامه تو
شماره ۳۵ - ای خلافت را امام و ای امام را قوام
شماره ۳۶ - فرو بارید طوفان بر سر من
شماره ۳۷ - هر زمان این زمانه توسن
شماره ۳۸ - تکیه بر اعتقاد باید کرد
شماره ۳۹ - فضلی که بر او زکات باشد
شماره ۴۰ - ای دریغا که عهد برنایی
شماره ۴۱ - اگر مروت و جود است در جهان موجود
شماره ۴۲ - قرب یک ماه شد که در شب روز
شماره ۴۳ - رسید نوبت پیری و رفت برنایی
شماره ۴۴ - عالم که خوردنش همه غم باشد از جهان
شماره ۴۵ - فر جوانیم به هزیمت نهاد روی
شماره ۴۶ - چون همه روی زمانه سوی جفا بود
شماره ۴۷ - جوانی برون رفت و پیری درآمد
شماره ۴۸ - از اهل این زمانه پریشان شده ست طبع
شماره ۴۹ - دوستانی که مر مرا بودند
شماره ۵۰ - خواجه را با همه زفتی هوس مدح خود است
شماره ۵۱ - آدمی از برای لذت خویش
شماره ۵۲ - چو راه جوانی سپردم به فسق
شماره ۵۳ - به ماتم نشستی به مرگ زنت
شماره ۵۴ - به برنایی چنان بردم گمانی
شماره ۵۵ - به هنر فخر کن مکن به گهر
شماره ۵۶ - روشن شود دو دیده چو بینم خطاب تو
شماره ۵۷ - بیار ای ساقی خورشید چهره
شماره ۵۸ - سرشکی کز غم معشوق بارم
شماره ۵۹ - ای کریمان بلح و ممدوحان
شماره ۶۰ - بدین زمانه که ما اندر او گرفتاریم
شماره ۶۱ - مردم جاهل محل علم نداند
شماره ۶۲ - آنها که بپرسند و ببخشند مرا چیز
شماره ۶۳ - ندارم امید بهی زین زمانه
شماره ۶۴ - نه طالعی که امانم دهد ز خشم خدا
شماره ۶۵ - تا مال نبخشی ز هنر بهره نیابی
شماره ۶۶ - خوار شود تن به مرگ اگر چه عزیز است
شماره ۶۷ - اگر به زمیری است پیری، نخواهم
شماره ۶۸ - بنده در مستی اگر گفت فضول
شماره ۶۹ - ای وزیر شاه عالم، ای نصیر دین حق
شماره ۷۰ - ز جمله نعمت دنیا چو تندرستی نیست
شماره ۷۱ - به میدان و دیوان بداندیش را
شماره ۷۲ - تامل کن از رفتن رفتگان
شماره ۷۳ - ایا به محمدت و بر و مکرمت معروف
شماره ۷۴ - چون نیابد مهتر از کهتر عطا
شماره ۷۵ - زحد گذشت و به غایت رسید و بی مر شد
شماره ۷۶ - بسی به بود مردن از زیستن
شماره ۷۷ - گرم حاجت آمد به تعریف تو
شماره ۷۸ - زنفس او به لطافت همی رسند نفوس
شماره ۷۹ - زاهل جود و سخاوت زمانه خای ماند
شماره ۸۰ - چو شمشیرم اندر نیام هنر
شماره ۸۱ - به روز از بیم دشمن شاد گشتن
شماره ۸۲ - خوش است باده که باشد یکی حریف ظریف
شماره ۸۳ - قوتم با نام برنایی برفت
شماره ۸۴ - بودم از روز جوانی هر نفس در لذتی
شماره ۸۵ - گر کف پای تو را ز عشق ببوسم
شماره ۸۶ - گر خدمتی نویسم و ننویسم
شماره ۸۷ - تا نمودی عارض چون لاله ام
شماره ۸۸ - از بلخ تا به ترمذ اسبیم وعده کردی
شماره ۸۹ - بزرگ آل پیمبر بزرگ حادثه ای
شماره ۹۰ - ای دو چشم اجل به تو نگران
شماره ۹۱ - دل من مهر آن گزید که او
شماره ۹۲ - ز دشمنان کهن دوستان نوسازی
شماره ۹۳ - اگر پیری مرا در خانه بنشاند
شماره ۹۴ - شوم به بدرقه لا اله الا الله
شماره ۹۵ - در جهان تا کریم و مکرم بود
شماره ۹۶ - سه چیز است آنکه نزدیک خردمند
شماره ۹۷ - کردگارا کیسه ای دارم زسیم و زر تهی
شماره ۹۸ - ثقه الدین دراز بادت عمر
شماره ۹۹ - ای دل مشو از حال که از حال نگردد
شماره ۱۰۰ - ای بسا کس که دینش ویران است
شماره ۱۰۱ - ای اختیار دین و سخا اختیار تو
شماره ۱۰۲ - ای یافته از روی تو و رای تو دنیا
شماره ۱۰۳ - نز خلق هیچ کار مرا استقامتی
شماره ۱۰۴ - ای سعد کرده فال مرا نامه هایی تو
شماره ۱۰۵ - موی سیاه من ز زمانه سپید شد
شماره ۱۰۶ - دلم به وقت جوانی امیر ظالم بود
شماره ۱۰۷ - با موی سیه دلم قوی بود
شماره ۱۰۸ - همه ناخوانده روی نزد کسان
شماره ۱۰۹ - نیست با بار و برگ شاخ بقا
شماره ۱۱۰ - پیری آمد جوانی از من شد
شماره ۱۱۱ - مرا از شریعت بود سرفرازی
شماره ۱۱۲ - نادانی تو بر دوگونه بینم
شماره ۱۱۳ - گر از مشک جوانی دور ماندم
شماره ۱۱۴ - رهنما از پی که بایستی
شماره ۱۱۵ - چون تو را خوان و کاسه نبود
شماره ۱۱۶ - ای چو ابر و بحر بر هر نیک و بد دستت سخی
شماره ۱۱۷ - گر تو را نسبت است و دانش نیست
شماره ۱۱۸ - کبر کم کن که کبر کردن هست
شماره ۱۱۹ - زین مهتران عطا و سخا جستن
شماره ۱۲۰ - به مشغولی روزگار اندرون
شماره ۱۲۱ - ای زاقران چنانکه از قرآن
شماره ۱۲۲ - ای شهاب دین به خدمت چند کرت آمدم