خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، جدایی و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از گلزار و باران بهاری بهعنوان نمادهایی از یادآوری و فیض استفاده میکند. همچنین، بهصورت استعاری از مشت خاک و تندباد برای بیان ناپایداری زندگی و جدایی یاد میکند. در نهایت، شعر به موضوع گریه و شکوفایی گلها بهعنوان نماد تازهشدن احساسات اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی نیاز به درک نسبتاً بالایی از زبان و ادبیات فارسی دارد.
شماره ۷۴ - هرگه آن گلزار خوبی، یاد می آرد ز ما
هرگه آن گلزار خوبی، یاد می آرد ز ما
همچو باران بهاری فیض می بارد ز ما ۱
هستی ما تشنه پاشیدنست از یکدگر
وای اگر شیرینی غم دست بردارد ز ما ۲
ما همه چون مشت خاکیم و، نفس چون تندباد
میوزد این باد، تا یک ذره نگذارد ز ما ۳
تا نگریم زار زار، آن شوخ گل گل نشکفد
گلشن رخسار خود را تازه میدارد ز ما ۴
برق جولانیم در میدان معنی ما اگر
واعظ ما نیز پای کم نمی آرد ز ما ۵
همچو باران بهاری فیض می بارد ز ما ۱
هستی ما تشنه پاشیدنست از یکدگر
وای اگر شیرینی غم دست بردارد ز ما ۲
ما همه چون مشت خاکیم و، نفس چون تندباد
میوزد این باد، تا یک ذره نگذارد ز ما ۳
تا نگریم زار زار، آن شوخ گل گل نشکفد
گلشن رخسار خود را تازه میدارد ز ما ۴
برق جولانیم در میدان معنی ما اگر
واعظ ما نیز پای کم نمی آرد ز ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳ - غیر افغان، برنخیزد نغمه یی ز آواز ما
گوهر بعدی:شماره ۷۵ - شیشه دلها شکستن، نیست کار سنگ ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.