هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند عشق، دلبستگی، حسرت و جنون میپردازد. شاعر از سراب، موج، دل نالان و داغ عقل سخن میگوید و اشاره میکند که گاهی پایبندی به علایق و دلبستگیها مانع پیشرفت و رهایی میشود. همچنین، از نگاه یغما و حسرت چشم پرفسون یاد میکند که اثری عمیق بر دل گذاشته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها و مضامین مانند «جنون» و «حسرت» ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۰۴ - خوشا سراب که، پا از عدم برون نگذاشت
خوشا سراب که، پا از عدم برون نگذاشت
قدم چو موج، درین بحر نیلگون نگذاشت ۱
از آن جرس زته دل همیشه نالان است
که پا زحلقه دلبستگی برون نگذاشت ۲
بس است بر جگر عقل داغ این معنی
که پا به دام علایق کسی از جنون نگذاشت ۳
خرام ناز، بسردی رسد، که از تمکین
چو شمع ریشه اش از خویش پا برون نگذاشت ۴
چنان گذشت زدل آن نگاه یغمایی
که غیر حسرت آن چشم پرفسون نگذاشت ۵
سری کشید بهر کوچه گرچه واعظ ما
ولی قدم ز سرکوی او برون نگذاشت ۶
قدم چو موج، درین بحر نیلگون نگذاشت ۱
از آن جرس زته دل همیشه نالان است
که پا زحلقه دلبستگی برون نگذاشت ۲
بس است بر جگر عقل داغ این معنی
که پا به دام علایق کسی از جنون نگذاشت ۳
خرام ناز، بسردی رسد، که از تمکین
چو شمع ریشه اش از خویش پا برون نگذاشت ۴
چنان گذشت زدل آن نگاه یغمایی
که غیر حسرت آن چشم پرفسون نگذاشت ۵
سری کشید بهر کوچه گرچه واعظ ما
ولی قدم ز سرکوی او برون نگذاشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - خاطر بلهوس او چه وفا خواهد داشت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - در طریق بندگی از خویش میباید گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.