هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان درد و رنج عشق و جدایی میپردازد. شاعر از نالههای خود، غم جانان، و ناکامیهای دنیوی سخن میگوید و اشاره میکند که حتی شادکامیهای دنیا نیز نمیتوانند این غم را از او بگیرند. او از ایمان و عقل به عنوان راههای رهایی از غم دنیا یاد میکند و در نهایت، پندهای واعظ را بیاثر میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد جدایی و ناامیدی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۲۰۹ - گریه خونین ترا از ناله های ما گرفت
گریه خونین ترا از ناله های ما گرفت
عاقبت دل خون خود، زآن نرگس شهلا گرفت ۱
کرد از چنگ غم دنیا گریبان را رها
تا بدست عقل، مجنون دامن صحرا گرفت ۲
شادکامی های عالم گر یکی سازند دست
کی توانند ای غم جانان ترا از ما گرفت ۳
هرچه از ما برد گیتی، کردمش از جان حلال
زور ایمان کو که بتوانم دل از دنیا گرفت؟ ۴
کام می جویی ز گیتی؟ جز ز پستی دم مزن
کز ره پستی توانی گوهر از دریا گرفت ۵
پشت گردانند طاقتها، چو آرد عشق رو
پیش سودای تو نتوانند سرها پا گرفت ۶
حرف واعظ هر دم از شاخی به شاخی میپرد
پند او کی میتواند در دل ما جا گرفت ۷
عاقبت دل خون خود، زآن نرگس شهلا گرفت ۱
کرد از چنگ غم دنیا گریبان را رها
تا بدست عقل، مجنون دامن صحرا گرفت ۲
شادکامی های عالم گر یکی سازند دست
کی توانند ای غم جانان ترا از ما گرفت ۳
هرچه از ما برد گیتی، کردمش از جان حلال
زور ایمان کو که بتوانم دل از دنیا گرفت؟ ۴
کام می جویی ز گیتی؟ جز ز پستی دم مزن
کز ره پستی توانی گوهر از دریا گرفت ۵
پشت گردانند طاقتها، چو آرد عشق رو
پیش سودای تو نتوانند سرها پا گرفت ۶
حرف واعظ هر دم از شاخی به شاخی میپرد
پند او کی میتواند در دل ما جا گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - سوی یار از همه پرداخته میباید رفت
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - مفت آیین سخا را کی توان دامن گرفت؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.