هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زبان شاعری بیان میشود که از ستم و غم سخن میگوید و تأثیر نصیحت و نرمی را در دلها مقایسه میکند. همچنین، اشارهای به تقدس و ارزش مکانهای مقدس مانند نجف دارد و از دیوانگی و عشق نیز سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و دانش بیشتری برای فهم کامل داشته باشد.
شماره ۲۳۳ - بکش تیغ ای ستمگر تا جهانی جان بکف گردد
بکش تیغ ای ستمگر تا جهانی جان بکف گردد
کمان بردار، تا خورشید نارنج هدف گردد ۱
از آن رو درج دل در دامن این دشت نگشایم
که میترسم گرامی گوهر غمها تلف گردد ۲
بهمواری نصیحت بیش در دلها اثر دارد
ز نرمی قطره باران، در گوش صدف گردد ۳
ز فکر این غزل آمد بیادم درگه شاهی
که سنگ از فیض خاک درگهش در نجف گردد ۴
بظاهر گرچه پروردم، ز خاک درگهش واعظ
دل دیوانه ام در بر مجنون جان بکف گردد ۵
کمان بردار، تا خورشید نارنج هدف گردد ۱
از آن رو درج دل در دامن این دشت نگشایم
که میترسم گرامی گوهر غمها تلف گردد ۲
بهمواری نصیحت بیش در دلها اثر دارد
ز نرمی قطره باران، در گوش صدف گردد ۳
ز فکر این غزل آمد بیادم درگه شاهی
که سنگ از فیض خاک درگهش در نجف گردد ۴
بظاهر گرچه پروردم، ز خاک درگهش واعظ
دل دیوانه ام در بر مجنون جان بکف گردد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۲ - فضای دل خلاص از خار خار غم کجا گردد؟
گوهر بعدی:شماره ۲۳۴ - ز پرگویی زبان کس را وبال دین و جان گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.