هوش مصنوعی:
این شعر به انتقاد از دنیاپرستی و غفلت انسانها از آخرت میپردازد. شاعر اشاره میکند که افراد درگیر ظواهر دنیا و ثروت شدهاند و از تفکر درباره عاقبت خود غافل هستند. همچنین، به نقش واعظان در هدایت مردم اشاره میکند و تأکید میکند که اگر مردم توبه کنند، میتوانند به نجات برسند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم انتقادی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دنیاپرستی و توبه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۰۷ - می پرستان چهره ها از تاب می افروختند
می پرستان چهره ها از تاب می افروختند
بهر روز حشر، رنگ خجلتی اندوختند ۱
در مآل خویش، یکدم فکر نتوانند کرد
بسکه میخواران دماغ از آتش می سوختند ۲
دامن دل را، بگل میخ خیال سیم و زر
اهل دنیا بر زمین تیره بختی دوختند ۳
این قدر این قوم میدانند رسم خواجگی
صد یک آن بندگی هم کاش می آموختند ۴
این قدر شد رشته عمر دراز این قوم را
کز دو عالم دیده امیدواری دوختند ۵
راه میبردند واعظ بر سر گنج نجات
گر درین ظلمت چراغ توبه می افروختند ۶
بهر روز حشر، رنگ خجلتی اندوختند ۱
در مآل خویش، یکدم فکر نتوانند کرد
بسکه میخواران دماغ از آتش می سوختند ۲
دامن دل را، بگل میخ خیال سیم و زر
اهل دنیا بر زمین تیره بختی دوختند ۳
این قدر این قوم میدانند رسم خواجگی
صد یک آن بندگی هم کاش می آموختند ۴
این قدر شد رشته عمر دراز این قوم را
کز دو عالم دیده امیدواری دوختند ۵
راه میبردند واعظ بر سر گنج نجات
گر درین ظلمت چراغ توبه می افروختند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۶ - با همه زشتی، بدام عشق خویشی پای بند
گوهر بعدی:شماره ۳۰۸ - اهل دنیا، بسکه در دل حسرت زر داشتند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.