هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از احساسات غمانگیز و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از کشیده شدن دامان حسن خود بر خاک، سایهای که به اشتباه به عنوان نخل بلند تصور شده، و طره سیاهی که بر خاک کشیده میشود، صحبت میکند. همچنین، از گرفتار شدن در دام خواهشهای خود، شعلههای کبر و غرور، و کشیدن خس و خاشاک انتقاد میکند. در پایان، شاعر از نفس خود میخواهد که از این تن ناپاک رها شود و مانند واعظی که در راه سلوک است، رخت خود را بر افلاک بکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از انتقادهای اجتماعی و مفاهیم انتزاعی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۹۱ - گاهی سری بخاطر غمناک میکشی
گاهی سری بخاطر غمناک میکشی
دامان حسن خویش، برین خاک میکشی ۱
پنداشتم که سایه نخل بلند تست
آن طره سیاه که بر خاک میکشی ۲
اوهم بدام خواهش خود میکشد ترا
صیدی اگر بحلقه فتراک میکشی ۳
چون شعله بهر یکدمه گردنکشی ز کبر
تا چند منت خس و خاشاک میکشی؟! ۴
بگل علاقه زین تن ناپاک ای نفس!
دامن چو گردباد، چه بر خاک میکشی؟! ۵
واعظ بخویش پیچی اگر در ره سلوک
چون گرد باد رخت بر افلاک میکشی ۶
دامان حسن خویش، برین خاک میکشی ۱
پنداشتم که سایه نخل بلند تست
آن طره سیاه که بر خاک میکشی ۲
اوهم بدام خواهش خود میکشد ترا
صیدی اگر بحلقه فتراک میکشی ۳
چون شعله بهر یکدمه گردنکشی ز کبر
تا چند منت خس و خاشاک میکشی؟! ۴
بگل علاقه زین تن ناپاک ای نفس!
دامن چو گردباد، چه بر خاک میکشی؟! ۵
واعظ بخویش پیچی اگر در ره سلوک
چون گرد باد رخت بر افلاک میکشی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۰ - کونکلر یرده جیرانی فغانلر گوکده درناسی
گوهر بعدی:شماره ۵۹۲ - نماز عاشقان باشد، همه مستی و بیهوشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.