هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و دیوانگی سخن میگوید، با تصاویری مانند پروانههای دور شمع رخت، شیشه و ساغر، و زلف یار. شاعر از احساسات شدید و تضاد بین عشق و خرد مینویسد و از تأثیر عمیق معشوق بر دلها یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و کنایهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۶۰۱ - چون کند شمع رخت را انجمن پروانگی
چون کند شمع رخت را انجمن پروانگی
شیشه نگذارد بساغر، خدمت پیمانگی ۱
سازدت آزاد از بند قبا دیوانگی
از گریبان، طوق بر گردن نهد فرزانگی ۲
بسکه جا کرده است در دل، تار تار سنبلش
میکنند امروز، دلها زلف او را شانگی ۳
بر می گلگون کشد خمیازه چون لعل لعبت
شیشه را دل خون شود از حسرت پیمانگی ۴
خشک میماند بجا از شورش توفان من
سیل اگر واعظ، کند با من شبی همخانگی ۵
شیشه نگذارد بساغر، خدمت پیمانگی ۱
سازدت آزاد از بند قبا دیوانگی
از گریبان، طوق بر گردن نهد فرزانگی ۲
بسکه جا کرده است در دل، تار تار سنبلش
میکنند امروز، دلها زلف او را شانگی ۳
بر می گلگون کشد خمیازه چون لعل لعبت
شیشه را دل خون شود از حسرت پیمانگی ۴
خشک میماند بجا از شورش توفان من
سیل اگر واعظ، کند با من شبی همخانگی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۰ - با این دو روزه عمر، با این حرص پیشگی
گوهر بعدی:شماره ۶۰۲ - از حال میزند دم، صوفی بهرزه نالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.