هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از عشق و ارادت خود به معشوق یا مولا سخن میگوید و بیان میکند که با وجود نداشتن مال و ثروت (دینار و درم)، تنها غم او را دارد و به چیز دیگری نیازمند نیست. او خود را صاحب گنجهای معنوی و تخت جم (نماد عزت و قدرت) از خاک درگاه معشوق میداند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر بدون توضیح واضح، انتزاعی باشد.
شماره ۱۰۹ - از گنج عطای تو، چه کم دارم من؟
از گنج عطای تو، چه کم دارم من؟
از خاک در تو تخت جم دارم من! ۱
دینار و درم گرم نباشد، چه غم است؟
دارم غم تو، دگر چه غم دارم من؟! ۲
از خاک در تو تخت جم دارم من! ۱
دینار و درم گرم نباشد، چه غم است؟
دارم غم تو، دگر چه غم دارم من؟! ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - همراه شباب، رفت نیرو از تن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - موجود، کسی به جز تو نشمارم من!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.